سعادت از نگاه فارابى - جابری مقدم، علی اکبر - الصفحة ٥٣ - تربيت ملوك
صاحبان طبيعتهايى هستند كه به طور جدى از ساير طبايع برتر و قوىترند و وقتى آنچه كه ذكر شد در انسانى حاصل شد، كارى كه باقى مىماند اين است كه امور جزييه را در امتها و شهرهاى مختلف حاصل نمايد، پس براى ما اين باقى مىماند كه بدانيم راه ايجاد اين امور جزيى در شهرها و امّتها چگونه است؟ در واقع كسى كه از چنين نيروى عظيمى برخوردار است بايد داراى قدرتى باشد. كه بتواند به وسيله آن اين جزئيات را در امتها و شهرها پديد آورد و اين پديد آوردن دو راه دارد: تعليم و تأديب
بيدار كردن ارادهها
٤٣. تعليم عبارت است از ايجاد فضايل نظرى در امتها و شهرها، و تأديب عبارت است از راه ايجاد فضايل خلقيه و صناعات عمليّه در امتها. تعليم تنها با سخن و گفتار انجام مىشود، از سويى تأديب عبارت است از اينكه، افعال برخاسته از ملكات عمليّه، براى امّتها و شهرنشينان به صورت عادت درآمده و ارادههاى آنها براى انجام آن بيدار شده و اينكه آن ملكات و افعال مربوط به آنها به صورت امورى درآيد كه آنها در موردش از خودشان سؤال مىكنند و حال مردم طورى شده، كه عاشق آنها شوند، و توجه داريد كه بيدار كردن ارادهها براى انجام كارى، گاهى با قول واقع مىشود و گاهى بالفعل.
تربيت ملوك
٤٤. علوم نظريه را يا پيشوايان و پادشاهان فرامىگيرند يا كسانى كه