سعادت از نگاه فارابى - جابری مقدم، علی اکبر - الصفحة ٧٣ - سلاح امام
اين، فضيلت نظريهاى وجود داشته باشد، از اين جهت كه وجود متأخر وجود متقدم را ايجاب مىنمايد.
فيلسوف همان ملك و قانونگذار است
٥٨. اينكه او را ملك مىنامند، دلالت بر تسلط و اقتدار آن مىكند، و اقتدار تام؛ قدرتمندى است كه فوق تمام اقتدارها قرار دارد و اينكه فقط شامل قدرت شئ بر اشيايى كه خارج از آن است نباشد، بلكه قدرت داشتن بر آنچه در ذات خود شئ نيز هست، از عظمت قدرت است و باعث مىشود كه صناعت او و ماهيت او و فضيلت او به طور واقع داراى نيروى فراوان باشد و اين ممكن نيست مگر به عظمت نيروى معرفت و عظمت نيروى فكر و بزرگى نيروى فضيلت و صناعت وگرنه او به طور مطلق داراى قدرت نيست و از تسلط برخوردار نمىباشد؛ چراكه در اين صورت در مورد آنچه بيرون اين قدرت قرار مىگيرد در قدرت او نقص وجود خواهد داشت و به همين شكل اگر قدرتش در چيزهايى كه پايينتر از سعادت نهايى قرار مىگيرند خلاصه شود، اقتدار او ناقص بوده و كامل نمىباشد.
بنابراين، ملك على الاطلاق همان فيلسوف و قانونگذار است.
سلاح امام
٥٩. امّا معناى امام در لغت عرب دلالت مىكند بر كسى كه پيشوا قرار گرفته و در پيش روى ديگران شده و مورد قبول قرار مىگيرد و اين