سعادت از نگاه فارابى - جابری مقدم، علی اکبر - الصفحة ١١٦ - عقل، خاصترين خوبىها
باعث شناخت عبارت درست و توانايى بر آن مىشود، نحو است و سبب اشتباه در مورد آنچه مقصود صناعت نحو است با آنچه مقصود صناعت منطق است، فقط مشاركت در لفظ است؛ زيرا هردو به لفظ منطق خوانده مىشوند. با اين تفاوت كه در منطق مقصود از اين لفظ، هردو معناى آن است و در ديگرى، فقط يك معنى آن مورد نظر است و ميان صناعت نحو و منطق نوعى تشابه وجود دارد و آن اينكه صناعت نحو باعث شناخت صواب آنچه گفته مىشود است و باعث توانايى پيدا كردن بر آن مىگردد با اين قيد كه عادت اهل هر زبان [هر] چه [مىخواهد] باشد [نحو عربى با نحو فارسى فرق دارد ولى هردو به اصلاح بيان منجر مىشود].
اما صناعت منطق باعث شناخت تعقلات درست مىگردد و قدرت به دست آوردن درست در تعقلات را ايجاد مىكند و همان طور كه صناعت نحو، زبان را حفظ مىكند تا از آن جز درست، مطابق آنچه عادت اهل هر زبانى است سرنزند، صناعت منطق نيز به همين شكل ذهن را قوام مىبخشد تا اينكه جز به درستى در مورد اشيا نينديشد و به طور خلاصه نسبت نحو به الفاظ مثل نسبت منطق است به معقولات و اين است آن تشابهى كه ميان آنها هست، اما اينكه يكى از آنها ديگرى باشد يا يكى داخل ديگرى باشد[١] نه، اينطور نيست.
با اين بيان، روشن مىشود كه راه رسيدن به سعادت چگونه است و چگونه بايد در اين راه سلوك كرد و مراتبى كه بايد در آن قدم نهاد
[١] - مفاد كروشه از نسخه ب اضافه شده است.