سعادت از نگاه فارابى - جابری مقدم، علی اکبر - الصفحة ١٠٥ - برده و آزاده
كرديم، آن لذت را با رنجى كه عاقبت در پى آن مىآيد، پيش روى هم قرار دهيم و به وسيله آن ريشه لذتى كه ما را به انجام فعل قبيح دعوت مىكند از جا درآوريم. بدينترتيب ترك كردن قبيح براى ما آسان خواهد شد و هروقت مايل شديم كه كار خوبى را به دليل رنج و اذيت زودگذرى كه در پى دارد ترك كنيم، آن را با لذتى كه عاقبت از پس كار خوب مىآيد مقايسه نماييم و بدينوسيله رنجى كه ما را از انجام جميل منصرف مىسازد، در هم بكوبيم. بدينترتيب انجام كار خوب براى ما آسان مىشود و همچنين هرگاه به قبيحى به سبب لذت زودگذرى كه در آن هست ميل كرديم، آن را با زشتى كه به زودى به دنبال دارد مقايسه نماييم.
برده و آزاده
١٥. برخى مردم هستند كه داراى قدرت سنجش اطراف و عواقب امورند و همچنين از نيروى اراده در مورد آنچه اين سنجشها اقتضا مىكنند برخوردارند. چنين كسى است كه ما او را معمولا به شايستگى آزاده مىناميم و آنكسى كه اين دو را نداشته باشد ما او را معمولا انسان بهيمى (انسان چهارپا صفت) مىناميم و هركس فقط از نيكويى قدرت سنجش بدون نيروى اراده برخوردار باشد، به او غلام طبيعت مىگوييم و گروهى از كسانى كه به علم منسوباند و يا تفلسف مىكنند، چنين حالى دارند. اينان همچون كسى كه جز اولى را (قدر تشخيص) ندارد در رديف غلامان قرار مىگيرند و آنچه اينان به آن منسوباند، بر ايشان تبديل به عار و اسباب دشنام مىشود، زيرا علم و فلسفه آنها باطل شده و از آن نفعى نمىبرند. از جمله آدميان