سعادت از نگاه فارابى - جابری مقدم، علی اکبر - الصفحة ٧٢ - فيلسوف، امام، قانونگذار
كه فيلسوف باشد. و همينطور فيلسوفى كه فضايل نظرى را به دست مىآورد، اگر داراى قدرتى نباشد كه آنچه به دست آورده است را در تمام اغيار به صورتهاى ممكن ايجاد كند، آنچه به دست آورده است باطل است.
ممكن نيست احوال و شرايطى را كه به واسطه آنها معقولات ارادى بالفعل موجوديت مىپذيرند استخراج نمود، مگر اينكه شخصى داراى فضيلت فكريّه باشد و فضيلت فكرى ممكن نيست در كسى بدون فضيلت عمليه پديد آيد و با اينهمه، ايجاد آنها در ديگران به صورتهاى ممكن قابل وقوع نيست، مگر با دارا بودن نيرويى براى اقناع خوب و تخيلى قوى.
فيلسوف، امام، قانونگذار
٥٧. بنابراين مقصود از امام و فيلسوف و واضع نواميس و قوانين يك چيز است. با اين تفاوت كه نام فيلسوف از اين ميان بر فضيلت فكرى دلالت مىكند. با توجه به اين نكته كه اگر مقصود، فضيلت نظرى در آخرين درجه كمال آن، از تمام وجوه است، لازم است كه به ضرورت در آن، ساير قوا نيز وجود داشته باشند و وقتى به اين شخص قانونگذار گفته مىشود، اين لفظ دلالت مىكند كه او به خوبى از شرايط معقولات عملى آگاه بوده و نسبت به استخراج آنها قدرت دارد، مىتواند آنها را در امتها و شهرها پديد آورد و اگر در اينجا لحاظ شود كه اين امور از روى علم وجود دارد، لازم است كه قبل از