سعادت از نگاه فارابى - جابری مقدم، علی اکبر - الصفحة ٨٩ - چند سؤال
كارهاى بد انجام مىدهد. و به سبب همان است كه امكان كار بد در انسان مثل امكان كار خوب در او است و به وسيله همان است كه نيكويى تميز براى انسان حاصل مىشود و به همان است كه تميز زشت و بد براى انسان ممكن مىگردد. حال اين قوا[١] در مورد عوارض نفس نيز چنين است؛ زيرا امكان قبيح و جميل در مورد عوارض نفس نيز يكسان است. سپس براى انسان حالتى رخ مىدهد كه به واسطه آن حال، اين سه بر يكى از دو امر قرار مىگيرند. مقصودم يا فقط بر خوب، چنانكه سزاوار است و يا فقط بر بد چنانكه ناسزا است.
بدون اينكه امكان انجام آنچه سزاوار است مثل امكان انجام آنچه ناسزاست بهطور يكسان باشد؛ ولى با اين حالت (كه براى انسان رخ داده است) امكان وقوع يكى از آن دو از ديگرى بيشتر مىشود.
چند سؤال
٦. اما آن نيرو كه انسان از آغاز خلقتش بر آن سرشته مىشود، اكتسابش بر عهده انسان نيست؛ اما آن حال بعدى، به وسيله نوعى از اكتساب توسط خود انسان، برايش رخ مىدهد، و اين حال خود بر دو قسم[٢] تقسيم مىشود: يكى آنكه به وسيله آن تميز واقع مىشود، يا خوب مطلق، يا بد مطلق، و ديگرى حالى است كه به وسيله آن افعال و عوارض نفسانى پديد مىآيند، خوب خوب، يا بد بد و آن قسم كه به وسيله آن تميز خوب يا بد واقع مىشود خود بر دو صنف است: با
[١] - خود فارابى در اينجا كلمه قوه( نيرو) را به قوا تبديل مىكند.
[٢] - فارابى خود كلمه صنف را به كار مىبرد.