سعادت از نگاه فارابى - جابری مقدم، علی اکبر - الصفحة ٣٨ - نيروى فكريه
متعلق به شهرى خاص در زمانى طولانى هستند يا در ميان مردم شهرى، براى مدتى كوتاه مشتركند يا آنهايى كه اختصاص به بعضى دارند و براى مدتى كوتاه به آنها نفعى مىرسانند.
نيروى فكريه
٢٥. اشيا وقتى در جايى خاص پديدار مىشوند، اعراض و احوال حقيقت معقولشان تبديل مىيابد. اين اعراض يا در ميان تمام امّتها و يا در ميان امّتى خاص مشتركاند يا براى يك شهر يا براى طايفهاى از اهل يك شهر يا براى انسانى تنها. ورود[١] اشيا به عالم يا طبيعى است يا ارادى، و علوم نظرى به اين اشيا احاطه ندارد؛ چرا كه ميدان احاطه علوم نظرى تنها معقولاتى است كه به هيچ وجه تبديل نمىيابند. بدين دليل است كه به نيروى ديگرى احتياج است كه به وسيله آن بتواند اشيا معقوله ارادى را از آن جهت كه به آنها عوارض دگرگون عارض مىشود شناخت. اين عوارض جهاتى هستند كه به وسيله آنها موجودى بالفعل از اراده، در زمانى محدود و مكانى خاص، از پديدآورندهاى خاص حاصل مىشود. با اين بيان بايد گفت نيرويى كه به وسيله آن اين كارها انجام مىشود نيروى فكريه نام دارد.
نيرويى كه به وسيله آن اعراض شناخته شده، تميز داده مىشوند.
اعراضى كه شأنشان اين است كه وقتى معقولات مىخواهند با اراده پديد آيند، عارض آنها شوند، ارادهاى كه باعث ايجاد معقولات به
[١] - كلمه ورود را فارابى يه معناى راهى كه چيزى از آن راه، هست مىشود به كار مىبرد.