سعادت از نگاه فارابى - جابری مقدم، علی اکبر - الصفحة ٥٨ - علوم پادشاهى
است تا به دورترين كمالى برسد كه به حسب رتبهاش در وجود به او اختصاص دارد، آنچه در اين ميان به انسان اختصاص دارد؛ به طور خاص سعادت نهايى انسان ناميده مىشود و براى هر انسان نسبت به انسان ديگر به حسب رتبه او در انسانيت فرق مىكند و عبارت است از سعادت نهايى كه مخصوص آن جنس است. امر جزيى كه براى اين غرض وجود دارد، جزيى است كه هر چيز را در جاى خود قرار مىدهد و صناعت جزيى كه غرض آن اين غرض مىباشد صناعت جزييه برترى مىباشد كه هر چيز را در جاى خود قرار مىدهد و كسانى كه در راه تأديب امّتها و شهرنشينان به طور دلبخواهى به كار گرفته مىشوند عبارتند از اهل فضايل و صنايع منطقيه.
علوم پادشاهى
٤٩. روشن است كه پادشاه احتياج دارد به امور نظريه معقولهاى كه شناخت آنها با براهين يقينيه حاصل مىشود عادت كند، پس در هر يك از آنها، طرق اقناعى ممكن در آنها را مىطلبد و در هريك از آنها تمام راههاى ممكن اقناعى را جستجو مىنمايد. اين كار با توجه به قوتى كه براى اقناع در تكتك اشيا دارد، براى او ممكن است. در اين راه لزومى ندارد كه بر خود اشيا تكيه كند، بلكه مثال آنها را مىگيرد، اين مثالها بايد مثالهايى باشند كه امور نظريه را نزد جميع امم به طور مشترك به بند خيال بكشند و مثالها را طورى قرار مىدهد كه تصديق به آن از راههاى اقناعى ممكن باشد و در تمام آنها