سعادت از نگاه فارابى - جابری مقدم، علی اکبر - الصفحة ٨٨ - سرشت آدمى
تمام لحظات، در طول حياتش وجود داشته باشد. و شقاوت وقتى براى انسان واقع مىشود كه افعال او و عوارض نفس او و تشخيص او برضد اين حالتى باشد كه گفته شد و آن عبارت است از انجام دادن كارهاى زشت از روى ميل و اينكه در تمام كارهايش، در تمام حياتش اينگونه اعمال را اختيار كند و همچنين عوارض نفسش نيز اينطور باشد و اينكه در تمام موارد تشخيص كه بر عهده انسان است، در تمام لحظات حياتش داراى فساد تميز و تشخيص زشت و بد باشد.
سرشت آدمى
٥. اكنون سزاوار است به بحث در مورد چيزى بپردازيم كه افعال و عوارض و تميز نفسانى به وسيله آن به حالتى مىرسند كه بىترديد، با آن به سعادت مىرسيم و به بحث در مورد شرايطى كه اين سه، به شكلى واقع مىشوند كه ما بدون شك به سعادت نخواهيم رسيد، آن گاه از اين شرايط [شرايطى كه به عدم وصول به سعادت منجر مىشوند] اجتناب خواهيم كرد و آن شرايط [شرايطى كه به وصول به سعادت منجر مىشود] ديگر را مورد عنايت قرار خواهيم داد.
پس مىگويم هر انسان از آغاز خلقت خويش با نيرويى سرشته شده است كه به وسيله آن مىتواند افعال و عوارض نفسانى و تميز خود را چنانكه سزاوار است شكل دهد و دقيقا با همان نيرو است كه به عكس قادر است اين سه را طورى كه سزاوار نيست واقع سازد. با همين نيرو است كه اعمال خوب را انجام مىدهد و با همان است كه