سعادت از نگاه فارابى - جابری مقدم، علی اکبر - الصفحة ١٠٧ - برده و آزاده
اما آزادگان از مردم، آنگاه كه اراده كنند كه انجام دادن كار خوب و ترك كار زشت را آسان كنند، اين كار را به وسيله به كار بردن لذت و رنج انجام مىدهند و مخفىتر و آشكارتر نزد آنان يكسان است. پس لذاتى را كه به سوى قبيح دعوت مىكند با درد در هم مىكوبند [اگرچه كه آن رنجها از رنجهاى مخفىتر باشد] به همين شكل لذتى كه آشكارتر است را نيز در هم مىكوبند، چراكه نيكويى انديشه و سنجش آنها در مورد عواقب و جوانب امور براى آنان چيزى را كه براى اكثر مردم مخفى است، مانند چيزى مىكند كه آشكار است.
اما ساير مردم به آنچه در بالا گذشت اكتفا نمىكنند، مگر اينكه لذاتشان با دردى كه آشكارتر از آن لذت باشد مقهور شود و اى بسا از اين جمله كسى باشد كه- هرگاه به دليل لذت زودگذرى به قبيحى ميل كند- برايش كافى باشد كه به وسيله لذت ديگرى كه براى ترك آن قبيح پيش كشيده شده است يا با كارى كه بر ضد آن است[١]، لذت تابع فعل قبيح را مقهور سازد و با اين روش است كه بايد كودكان را ادب كرد، آنگاه اگر از آن گروه، افرادى بود كه اين برايش كافى نبود، به دستور العمل فوق، اذيت و رنجى را پس از انجام فعل قبيح بر آن بيفزايد و اين اذيت را آشكارترين نوع ممكن قرار دهد.
و با اين وجه- وجهى كه آخر ذكر شد- است كه سزاوار است چهار پاصفتان (بهيميون)، و كسى كه روش اول برايش كفايت نمىكند را تربيت نمود. آشكارترين لذات و دردها آنهايى هستند كه به حواسى
[١] - از نسخه ح انتخاب شد.