سعادت از نگاه فارابى
(١)
فهرست مطالب
٣ ص
(٢)
سخن مترجم
٥ ص
(٣)
كتاب اول تحصيل السعادة
٣ ص
(٤)
چهار جنس
١١ ص
(٥)
مطلوب چيست؟
١٢ ص
(٦)
جستجو، تعليم و تعلم
١٤ ص
(٧)
معلومات اوليه، مبادى تعليم
١٥ ص
(٨)
مبدأ الاقصى
١٦ ص
(٩)
هدف علوم
١٧ ص
(١٠)
از مبدأ تا مقصد
١٨ ص
(١١)
مبدأ، حاوى مجهولات
١٩ ص
(١٢)
اولين جنس از موجودات
٢١ ص
(١٣)
طبيعت
٢٢ ص
(١٤)
هر نوع از هر جنس
٢٤ ص
(١٥)
دورترين مبادى
٢٥ ص
(١٦)
مبادى تعليم در كنار مبادى وجود
٢٥ ص
(١٧)
يك انسان، يك كمال
٢٦ ص
(١٨)
علم مدنى چگونه شكل مىگيرد؟
٢٨ ص
(١٩)
مبدأ موجودات
٢٩ ص
(٢٠)
مبادى الاهيه
٣٠ ص
(٢١)
كمال و راه وصول به آن
٣١ ص
(٢٢)
علم به اجناس اربعه، سعادت نهايى تمدنها
٣٢ ص
(٢٣)
رابطه امور نظرى و خارجى
٣٣ ص
(٢٤)
اعراض تبديلپذير
٣٣ ص
(٢٥)
ملزومات محقق شدن معقوات ارادى در خارج از نفس
٣٤ ص
(٢٦)
معقولات اراديه در زمانهاى مختلف
٣٦ ص
(٢٧)
مقترنات اشيا ارادى در زمانهاى مختلف
٣٦ ص
(٢٨)
نيروى فكريه
٣٨ ص
(٢٩)
نيروى فكريه چگونه استنباط مىكند؟
٣٩ ص
(٣٠)
تكامل نيروى فكريه و آثار آن
٣٩ ص
(٣١)
تقسيمات نيروى متفكره
٤٠ ص
(٣٢)
نيرويى در پى نيرويى ديگر
٤١ ص
(٣٣)
فضايل فكرى منسوب به طايفه خاص
٤٢ ص
(٣٤)
اقسام و انواع فضيلت
٤٢ ص
(٣٥)
رابطه فضايل فكرى و فضايل اخلاقى
٤٣ ص
(٣٦)
فضايل فكرى بلندمدت
٤٤ ص
(٣٧)
فضايل فكرى كوتاهمدت
٤٤ ص
(٣٨)
آخرين مرتبه فضايل فكرى
٤٥ ص
(٣٩)
فضيلت رئيسه
٤٥ ص
(٤٠)
صنعت سرآمد
٤٦ ص
(٤١)
سلسله مراتب صناعات
٤٧ ص
(٤٢)
نسبت فضيلت فكريه قوىتر و فضيلت خلقيه بالاتر
٤٨ ص
(٤٣)
فضيلت فكرى تابع فضيلت نظرى مناسب خود است
٤٨ ص
(٤٤)
سمت و سوى حركت انسان
٥١ ص
(٤٥)
دو راه
٥٢ ص
(٤٦)
بيدار كردن ارادهها
٥٣ ص
(٤٧)
تربيت ملوك
٥٣ ص
(٤٨)
راههاى فراگيرى امور نظرى
٥٥ ص
(٤٩)
پند و اكراه
٥٥ ص
(٥٠)
هنر رياست يا پادشاهى
٥٦ ص
(٥١)
اهل فضايل و صنايع منطقيه
٥٧ ص
(٥٢)
علوم پادشاهى
٥٨ ص
(٥٣)
شناخت رعيت
٦٠ ص
(٥٤)
چهار علم
٦١ ص
(٥٥)
عوام و خواص
٦٣ ص
(٥٦)
علم رئيسه و سير آن در ميان تمدنها
٦٦ ص
(٥٧)
فيلسوف همان رئيس اول است
٦٨ ص
(٥٨)
ملة و تأخر آن از فلسفه
٦٨ ص
(٥٩)
فيلسوف بودن، لازمه قانونگذارى
٧١ ص
(٦٠)
فيلسوف، امام، قانونگذار
٧٢ ص
(٦١)
فيلسوف همان ملك و قانونگذار است
٧٣ ص
(٦٢)
سلاح امام
٧٣ ص
(٦٣)
فلسفه و فيلسوف حقيقى
٧٤ ص
(٦٤)
شرايط فيلسوف واقعى از نظر افلاطون
٧٥ ص
(٦٥)
آتش هراكليتس
٧٧ ص
(٦٦)
امامت امام زايلشدنى نيست
٧٨ ص
(٦٧)
فلسفه، تحفه يونانيان
٧٩ ص
(٦٨)
فلسفه واحد
٧٩ ص
(٦٩)
كتاب دوم كتاب التنبيه على سبيل السعادة
٤ ص
(٧٠)
مطلوب بذاته
٨٣ ص
(٧١)
مطلوبترين خيرات
٨٤ ص
(٧٢)
احوال سهگانه
٨٥ ص
(٧٣)
اختيار، وسيلهاى براى رسيدن به سعادت
٨٧ ص
(٧٤)
سرشت آدمى
٨٨ ص
(٧٥)
چند سؤال
٨٩ ص
(٧٦)
تمامى اخلاق اكتسابى است
٩١ ص
(٧٧)
فعل از خلق نشأت مىگيرد و خلق از عادت
٩٢ ص
(٧٨)
اعتدال راز سلامتى
٩٣ ص
(٧٩)
عادات پسنديده و ناپسند
٩٦ ص
(٨٠)
تلاش براى رسيدن به اعتدال
٩٨ ص
(٨١)
اعتدالسنجى
١٠١ ص
(٨٢)
لذت، سد راه اكثر خيرات
١٠٢ ص
(٨٣)
شناخت لذت و رنج
١٠٤ ص
(٨٤)
برده و آزاده
١٠٥ ص
(٨٥)
فلسفه يا صناعت زيباشناختى
١٠٨ ص
(٨٦)
منطق، مقدم بر ساير صناعات
١١١ ص
(٨٧)
عقل، خاصترين خوبىها
١١٤ ص
(٨٨)
نحو، مقدم بر منطق
١١٩ ص
(٨٩)
مقصد نهايى
١٢٠ ص

سعادت از نگاه فارابى - جابری مقدم، علی اکبر - الصفحة ٩٤ - اعتدال راز سلامتى

حاصل مى‌شود، وقتى سلامتى را به دست مى‌دهند كه در حالت ميانه باشند؛ يعنى مثلا طعام وقتى در حالت ميانه باشد سلامتى را به دست مى‌دهد و خستگى مادامى كه در حالت ميانه باشد، باعث حصول قدرت مى‌شود، به همين شكل افعال نيز مادامى كه ميانه باشند خلق جميل را حاصل مى‌كنند و هرگاه آن‌چه به وسيله آن سلامتى به دست مى‌آيد از بين برود، سلامتى نخواهيم داشت.

هم‌چنين هرگاه افعالى كه از سر اعتدال انجام مى‌شوند و به آن‌ها عادت شده است زايل شوند، اخلاق جميل نيز نخواهيم داشت. و زايل شدن افعال از حالت اعتدال و ميانه يا به سوى بيش‌تر از آن‌چه سزاوار است مى‌باشد يا كم‌تر از آن‌چه سزاوار است. مثلا وقتى كه غذا بيش از حد سزاوار يا كم‌تر از آن باشد، سلامتى را به دست نمى‌دهد و خستگى تا وقتى كه در حالت معتدل باشد باعث قوت بدن‌ها مى‌شود، اما وقتى كه بيش از حد لازم يا كم‌تر از آن‌چه سزاوار است بود، قوت را زايل مى‌سازد يا باعث باقى ماند ضعف مى‌شود. افعال نيز اين‌طور است، هرگاه حالت ميانه‌روى زايل شود، يا بيش از آن‌چه سزاوار است يا كم‌تر از آن، اخلاق قبيحه به دست مى‌آيد، يا حفظ مى‌شود و اخلاق جميله زايل مى‌گردد و همان‌طور كه ميانه‌روى در آن‌چه به آن سلامتى به دست مى‌آيد در زيادى و كمى آن و شدت و ضعف آن و طول زمان و كوتاهى آن راه دارد و زيادتى و نقصان سلامت به آن‌ها مربوط است. به همين شكل اعتدال در افعال، در زيادى و كمى آن‌ها و شدت و ضعفشان و طولانى و كوتاهى زمانشان راه دارد. و ازآن‌رو كه ميانه‌روى در هر چيزى، وقتى است كه زيادى و