سعادت از نگاه فارابى - جابری مقدم، علی اکبر - الصفحة ٦٩ - ملة و تأخر آن از فلسفه
مىشود و اقامه معناى آن در نفس و سپس با وقوع تصديق به آنچه فهميده شده و معنايش در نفس قائم گشته است و فهميدن چيزى بر دو نوع است: يكى اينكه ذات آن تعقل شود و ديگرى به اينكه صورت مثالى كه از آن حكايت مىنمايد تخيل شود و وقوع تصديق به يكى از اين دو راه است: يا از راه برهان يقينى و يا از راه اقناع و هرگاه علم موجودات حاصل شده يا مورد تعليم قرار گيرد، اگر خود معانى آنها مورد تعقل قرار گيرد و تصديق به آنها از راه براهين يقينيه واقع شود، آن علم شامل معلومات فلسفى است و اگر با تخيل صورتهاى مثالى كه از آن حكايت مىكند واقع شده و تصديق به آنچه خيال آن شكل گرفته، از راههاى اقناعى روى دهد، آنچه آن معلومات را در برگرفته است با نامگذارى قدما ملّة ناميده مىشود و اگر خود آن معلومات گرفته شده و طرق اقناعى در آنها به كار گرفته شود، ملكهاى كه شامل آن مىشود فلسفه ذائقه مشهوره [و] برانيه ناميده مىشود. پس روشن شد كه ملة نزد آنان از فلسفه حكايت مىكند و اين دو نام هردو شامل يك دست موضوعات مىشوند و هردو به مبادى نهايى موجودات مىپردازند؛ بدينمعنى كه آنها علم مبدأ اول و سبب آغازين موجودات را ارائه مىنمايند و از غايت نهايى سخن مىگويند كه انسان براى آن پديد آمده است، كه همان سعادت نهايى باشد و همينطور از غايت نهايى هريك از موجودات ديگر سخن به ميان مىآيد. پس هرچه از اين حقايق را كه فلسفه به صورت معقول يا مقصور ارائه مىدهد، ملة آن را به صورت متخيل مىنماياند