سعادت از نگاه فارابى - جابری مقدم، علی اکبر - الصفحة ٢٨ - علم مدنى چگونه شكل مىگيرد؟
دارد ظاهر مىشود و راه انسان اين است كه در مورد آنچه آن جنس شامل آن مىشود جستجو كند. و آنها چيزهايى هستند كه براى انسان، نسبت به مبادى عقيلهاى كه در آنها واقع است هوشيارى پديد مىآورد و انسان به وسيله آنها به كمالى مىرسد كه شناخت آن در علم طبيعى حاصل شد. در كنار آن معلوم مىشود كه اين مبادى نطقيه، اسبابى نيستند كه انسان به وسيله آنها به كمالى برسد كه براى آن تكوين يافته است و همچنين در كنار آن مىفهمد كه اين مبادى عقليه، مبادى وجود بسيارى از موجودات طبيعيه است، و اين غير از آن چيزى است كه مبادى طبيعيه به آن اشيا مىدهند. مطلب اين چنين است كه انسان به شرطى به كمال نهايى كه براى آن تحقق يافته است خواهد رسيد كه به كمك اين مبادى، براى رسيدن به اين كمال كوشش كند و نمىتواند به آن سو تلاش نمايد مگر با استفاده از اشيا متعددى از ميان موجودات طبيعيه، و اينكه افعالى انجام دهد كه آن طبيعيات براى او در راه رسيدن به آن كمال نهايى سودمند واقع شوند و با اين همه به مدد همين علم براى او روشن مىشود كه هر انسانى به تنهايى فقط مىتواند به بخشى از آن كمال برسد، چه آن بخش زياد باشد يا كم؛ چرا كه نمىتوان به تنهايى، بدون يارى انسانهاى بسيار به كمال رسيد.
علم مدنى چگونه شكل مىگيرد؟
١٥. واقعيت اين است كه فطرت هر انسانى چنين است كه در آنچه كه