سعادت از نگاه فارابى - جابری مقدم، علی اکبر - الصفحة ٢١ - اولين جنس از موجودات
را در تبيين مبدأ آن و در تبيين آن اشيا ديگر كه از ما مخفى است و از آن به وجود مىآيد به كار مىبريم. روشن است كه آن مبدأ، نسبت به وجود مبدأ خودش، تنها علم به وجود آن را به ما مىدهد و نسبت به آن اشيا ديگر، علم به وجود آنها و علم به سبب وجود آنها را در اختيار ما مىگذارد.
اولين جنس از موجودات
٩. پس اولين جنس از موجودات كه در آنها نظر مىشود، چيزى است كه براى انسان سهلتر بوده، احتمال آنكه در مورد آنها به حيرت و اضطراب ذهن بيفتد كمتر است و آن عبارت است از اعداد و اعظام[١] و علمى كه شامل جنس اعداد و اعظام مىشود، علم امور تعليمى است.[٢] در اين علم اولا از اعداد آغاز مىشود و اعدادى آموخته مىشود كه به وسيله آنها اندازهگيرى ممكن مىگردد. با اين شيوه تعليم در عين حال آموخته مىشود كه اين اعداد چگونه در اندازهگيرى بزرگىهايى كه بايد مورد اندازهگيرى قرار گيرند به كار مىروند. در عين حال، اشكال و وضعيتهاى مختلف و ترتيب خوب آنها و استوارى كنار هم چيدن آنها و زيبايى نظم دادن به آنها
[١] - كلمهاى كه فارابى استعمال كرده است« اعظام» است، اين كلمه جمع كلمه عظم به معناى بزرگى و اندازه است. در ادامه متن مقصود دقيق او از اين كلمه روشن مىشود. مترجم ترجمه مناسبى براى اين كلمه نمىيابد و تسامحا آن را به« بزرگىها» ترجمه كرده است.
[٢] - در فلسفه قديم به رياضيات ابتدايى و مقدمات آن و ... علم تعليمى مىگفتند. كلمهاى كه فارابى به كار برده است« علم التعاليم» مىباشد. كلمه يونانىacitamehtam به معناى علم تعليمى است، نه اين كه فارابى آن را جعل كرده باشد.