سعادت از نگاه فارابى - جابری مقدم، علی اکبر - الصفحة ١١٧ - عقل، خاصترين خوبىها
كدام است. پس اولين مراتب اين سلوك تحصيل صناعت منطق است.[١] و هر صناعتى را وقتى مىتوان شروع كرد كه فراگيرى امورى را كه در كشف آنچه صناعت بر اساس آن است، به كار مىرود، داشته باشد؛ پس سزاوار است كه اولا امورى را كه در كشف آنچه آن صناعت بر اساس آن استوار است به كار مىگيريم، بشناسيم و آنچه در شناخت چيزهايى كه در هر صناعتى هست به كار مىرود، از جمله امورى است كه انسان بايد آنها را قبل از شروع صناعت به دست آورده باشد اين امور «اوايل»[٢] ناميده مىشوند كه به وسيله آنها مىتوان با صناعت پرداخت. و از امورى كه شناخت آنها بر انسان لازم است، نوعى است كه هيچكس بعد از داشتن سلامت ذهن از آنها خالى نيست، مثل اينكه كل شى بيشتر و بزرگتر از جز آن است و انسان اسب نيست و اينها «علوم مشهوره» يا «اوايل متعارفه» ناميده مىشوند، اينها چيزهايى هستند كه اگر كسى آنها را زبانش انكار كند، نمىتواند در ذهنش نيز انكار نمايد؛ چراكه برايش امكان تصديق خلاف آنها وجود ندارد و برخى از آن امور نيز هست كه تنها برخى از مردم به آنها معرفت دارند.
از اين دسته، امورى هست كه به آسانى مىتوان بر آنها وقوف يافت و برخى هست كه همه از معرفت آن برخوردار نيستند و ما آنها را با فكر خود به دست مىآوريم و به معرفت آنها به مدد آن اوايلى
[١] - از آنجا كه در ميان صناعات، سزاوار است مطالعه را با اين صناعت آغاز نمود.
[٢] - امكان ترجمه اين عبارت وجود دارد و عدم ترجمه براى آشنايى با اصطلاح است.