سعادت از نگاه فارابى - جابری مقدم، علی اکبر - الصفحة ١١٠ - فلسفه يا صناعت زيباشناختى
صناعات ديگر حاصل مىشود. بدينترتيب، صناعات نيز خود دو قسم است. يك قسم كه به وسيله آن براى ما معرفت آنچه فقط متعلق شناخت واقع مىشود به دست مىآيد و قسم ديگر صناعاتى كه به وسيله آنها براى ما علمهايى كه ممكن است به عمل بيايند و قدرت بر عمل به آن علم به دست مىآيد و صناعاتى كه باعث به دست آمدن علم منجر به عمل و قدرت بر عمل مىگردد، خود دو دسته است:
يك دسته آن صناعات كه انسان به وسيله آن در شهرها تصرف مىكند؛ مثل طب و تجارت و كشاورزى و ساير صناعات كه به اينها شبيه است و دسته ديگر صناعاتى كه انسان به وسيله آن در سيرتها تصرف مىكند كه كداميك نيكوتر است و به وسيله آن اعمال نيك و افعال صالحه را تميز مىدهد و به كمك آن در انجام اين اعمال نيرو مىگيرد.
هريك از اين صناعات سهگانه به نوعى مقصودى انسانى دارند، منظورم اين است كه مقصودى دارد كه خاص انسان[١] است و مقاصد انسان سه گونه است: لذيذ و نافع و جميل و نافع يا در جهت لذت است يا نافع در جهت زيبا، لذتبخش و سودبخش و زيبا و سودبخش يا در جهت لذت سود مىدهد يا در جهت زيبايى و مقصود صناعاتى كه به وسيله آنها در شهرها تصرف مىشود سودبخش است و مقصود صناعاتى كه به وسيله آن سيرتها تميز داده مىشوند و با آن نيرويى بر كارى كه خير دانسته شده است به دست مىآيد، زيبايى است. به آن دليل كه علم و يقين به حق اين
[١] - كلمه انسان از نسخه م به متن اضافه شد.