سعادت از نگاه فارابى - جابری مقدم، علی اکبر - الصفحة ١٠٨ - فلسفه يا صناعت زيباشناختى
مربوطاند، و اما آنهايى كه انسان به آنها مبتلا مىشود و از حواس ناشى نمىشود، عبارت است از امورى مثل ترس و غم و تنگى سينه و چيزهايى از اين قبيل.
و از چهارپاصفتان (بهيميان) كسانى هستند كه در موردشان اذيت در همين حدى كه ذكر شد كافى است و برخى نيز هستند كه اين اندازه برايشان كافى نيست. پس بايد كارى كرد كه به وسيله حواسشان اذيت و رنج را تجربه كنند و خواركنندهترين حالات كه به وسيله حواس براى انسان پديد آيد، آنهايى است كه از حس لامسه ايجاد مىشود، پس از آن، آنچه از حس شامه حاصل مىشود، سپس ذائقه و بعد از آن، آنچه از بقيه حواس پديد مىآيد. با اين روش است كه انسان قادر مىشود راه خير را بر خود و ديگران هموار ساخته، بدى را از خود و ديگران دور سازد. و اين مقدار از سخن در اين مقام كافى است.
بحث كامل در اين مورد بحثى است در مورد معنا، با توجه به علم سياست كه البته در آنجا به طور كامل مورد بررسى قرار گرفته است.
فلسفه يا صناعت زيباشناختى
١٦. سزاوار است كه در مورد تميز سخن بگوييم، پس اولا در باب نيكويى تميز بحث مىكنيم، [سپس در مورد راهى كه به وسيله آن، نيكويى تميز براى ما حاصل مىشود] پس مىگوييم: نيكويى تميز عبارت است از آنچه به وسيله آن شناسايى تمام چيزهايى كه انسان آنها را مىشناسد، براى ما حاصل مىشود و آن خود بر دو قسم است: يك قسم شأنش اين است كه انسان آنها را بداند نه اينكه به