ترجمه ثواب الأعمال و عقاب الأعمال شيخ صدوق - انصاري محلاتي، محمد رضا - الصفحة ٤٢٣ - كيفر قاتلان حسين(ع)
مىآيند و با زبانى باز مىگويند: پروردگارا، چرا اين آتش را پيش از آنكه بت پرستان را بدان عقوبت كنى بر ما مسلّط ساختى؟ از سوى خداوند پاسخ مىرسد: كسى كه مىداند با آن كس كه نمىداند يكسان نيست.
٦. عبد اللَّه بن عبد الرّحمن اصمّ مىگويد: عبد اللَّه بن بكر ارجانى گفت: با امام صادق ٧ از مدينه به سوى مكه مىرفتيم. امام ٧ در مكانى كه آن را «عسفان» مىناميدند پياده شد. پس از آن حركت كرديم و از كوهى سياه كه در سمت چپ جاده قرار داشت و وحشتناك بود گذشتيم. من گفتم: اى فرزند رسول خدا، اين كوه چقدر وحشتناك است! در اين مسير كوهى را وحشتناكتر از اين كوه نديدم. امام ٧ فرمود:
اى پسر بكر، آيا مىدانى اين چه كوهى است؟ اين كوهى است كه آن را «كمد» مىگويند و بر يكى از واديهاى دوزخ قرار دارد و خدا قاتلان پدرم حسين ٧ را در آنجا به وديعت نهاده است. از زير اين كوه چركابه و خونابه دوزخيان و آب جوشان جارى است، و آنچه از زير جهنم بيرون مىآيد، و آبى كه از فرج زنان بدكاره خارج مىشود، و زبانههاى آتش، و آتشهاى درهم شكننده و سقر و جحيم و سعير، همه در زير اين كوه قرار دارد، و من هر گاه در مسير خود از اين كوه عبور كردهام ديدهام كه آن دو تن فرياد بر مىآورند و ناله و زارى مىكنند، و من به قاتلان پدرم حسين ٧ مىنگرم و به آن دو تن مىگويم: اينان بر اساس آنچه شما بنا نهاديد به اين كار اقدام كردند. شما وقتى زمام امور را در دست گرفتيد بر ما ترحم نكرديد و ما را كشتيد و محروم ساختيد و حق ما را پايمال كرديد و در برابر ما استبداد به خرج داديد. خدا رحم نكند به كسى كه بر شما دو تن رحم كند. كيفر كار خود را بچشيد، كه خدا هرگز به بندگانش ستمكار نيست.
٧. يعقوب بن سليمان مىگويد: شبى با چند تن از دوستان گفت و گويى داشتيم.
سخن از شهادت حسين ٧ به ميان آمد. يكى از آن ميان گفت: هيچ يك از كسانى كه دامنشان به خون حسين ٧ آلوده شد باقى نماند مگر اينكه در مورد فرزند و مال و جانش به بلايى گرفتار شد. پيرمردى در آنجا بود، سوگند ياد كرد كه من از جمله كسانى بودم كه در قتل حسين ٧ شركت كردم و تاكنون هيچ گونه آسيبى نديدهام كه موجب ناراحتى من باشد. حاضران همه بر او خشم گرفتند. در اين ميان چراغ كه با نفت مىسوخت خراب شد. پيرمرد برخاست كه آن را اصلاح كند، آتش به انگشت او