قلمرو دل - محدثى، جواد - الصفحة ٩١
است.
در جايى ديگر مىفرمايد: «مثل قلب در دگرگونى و زير و رو شدن، همچون ديگ است؛ آن گاه كه كاملًا به جوش آيد».[١] اين جوش و خروش، غَلَيان و زير و رو شدن، امرى ناپسند است و در مقابل ثبات، طمأنينه و آرامش قرار دارد. شاعر گويد:
|
اين ديگ ز خامى است كه در جوش و خروش است |
چون پخته شد و لذت دَم ديد، خموش است |
|
در مثال ديگرى، آن حضرت، دل را همچون پرى رها شده در دشت و صحرا مىداند كه هر لحظه، دستخوش وزش باد است و با وزش هر باد و توفان، زير و رو و جابهجا مىشود.[٢]
آن چه در وزش اين توفانها و هجوم امواج، همچون لنگرى، به دل، ثبات، سكينه و آرامش مىدهد و پابند بندگى پروردگار نگه مىدارد، ياد خدا و توجه به او و نَه گفتن به هوسها، وسوسهها و تمنيات پايانناپذير است و بدون آن، پايگاه دل، هر لحظه از سوى شيطان، بمباران خواهد شد!
|
در جبهه نفس بىصدا بنشينيم |
در سنگرى از ذكر خدا بنشينيم |
|
|
آيد چو به آسمان دل، ميگ ملال |
در پشت پدافند دعا بنشينيم |
|
و اين همان «الا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ القلوبُ» است كه در كلام الهى آمده است.
دلى كه چهارتاق به روى شيطان باز باشد، چه اطمينانى دارد كه در مسير هدايت، دوام و استمرار يابد؟ عارفان براى كوردلى غافلان، مثالى
[١] - مثل القلب فى تقلّبه كالقِدر اذا استجمعت غليانا؛ همان
[٢] - مثل القلب كمثل ريشة فى ارض فلاة تُقلّبها الرياح ظهرا لبطن؛ همان