قلمرو دل

قلمرو دل - محدثى، جواد - الصفحة ١٥٧

دلهاى سنگى و «قلوب قاسيه»، نه نور حكمتى را به درون نفوذ مى‌دهد، نه چشمه بيدارى از آن‌ها مى‌جوشد.

قرآن كريم، از «قساوت دل» به عنوان يك بيمارى ياد مى‌كند و چنين دل‌هايى را سخت‌تر از صخره و سنگ مى‌داند، با اين تفاوت كه گاهى از دل سنگ، چشمه مى‌جوشد و صخره‌ها مى‌شكافند و نهرها جارى مى‌گردد، ولى چنين دلهايى از اين سنگها هم بى‌خاصيت‌ترند.[١]

چرا چنين؟

سينه سنگى ما

از چه از شور و شررها خالى است؟

ديده و اين همه خشك؟

نَفَس و اين همه سرد؟

تو و اين سنگدلى؟

من و اين بى‌دردى؟ ...[٢]

اين بيمارى را بايد درمان كرد، ولى چگونه؟ چه چيزى دل را سخت مى‌كند؟ و عامل نرمش و خشوع آن چيست؟

در بيان حضرت على (ع)، رابطه‌اى ميان «اشك چشم» و «قساوت دل» و «فزونى گناه» ترسيم شده است، و چه زيبا!

مى‌فرمايد:

«ما جَفَّتِ الدُّمُوعُ الّا لِقَسْوَةِ القُلوبِ، وَ ما قَسَتِ الْقُلوبُ الّا لِكَثْرَةِ الذُّنوبِ»[٣]

اشك‌ها خشك نمى‌شود، مگر به خاطر قساوت دل، و دلها قساوت نمى‌يابد مگر به خاطر گناهان بسيار!


[١] - بقره( ٢): ٧٤

[٢] - برگ و بار، ص ٣٦

[٣] - ميزان الحكمه، ج ٥، ص ٢٣٩