قلمرو دل - محدثى، جواد - الصفحة ٦٩
به او «قلب سليم» و اخلاق نيك و استوار مىدهد؛ «إِذا احَبَّ اللَّهُ عَبْداً، رَزَقَهُ قَلباً سَليماً وَ خُلقاً قَويماً»[١]
امام باقر عليه السلام نيز فرمود: «لا سَلامَةَ كَسَلامَةِ الْقَلبِ؛[٢] هيچ سلامتى، همچون سلامت قلب نيست».
وقتى از پيامبر مىپرسند: قلب سليم چيست؟ مىفرمايد: دين بدون شك و هوا و هوس و عمل بدون سمعه و ريا.[٣]
و اين، همان وارستگى از سلطه شيطان بر دل و جان و ذهن و ضمير انسان است كه موهبتى عظيم است و دست يافتن به آن، توفيقى بزرگ.
براى «قلب سليم»، ويژگىهاى ديگرى نيز بيان شده است، مثل وابستگى محض به خدا، توحيد، وارستگى از حب دنيا، داشتن نيت سالم و انگيزه خوب، مبرا بودن از حرص و طمع و شهوت، برخوردارى از انصاف، سلامت از شبهات، حيات و زنده بودن با علم و حكمت و ياد پيوسته معاد.
اگر بوستان دل، از علفهرزههاى رذائل زدوده نشود، مجال مناسبى هم براى رشد فضايل پيش نمىآيد. از اين رو، اهل دل و معنى، پيوسته اهل «مراقبت از دل» بودهاند تا به يغماى ابليس نرود و خانه شيطان نگردد.
عارفان گفتهاند: «دلها سه قسم است: قلب منيب، قلب شهيد، قلب سليم. قلب منيب، قلب بندهاى است كه از او ترسيد و عيب خود ديد و با مولاى خود گرديد. قلب شهيد، قلب كسى است كه دلى دارد زنده و گوشى گشاده و آن دل مرا حاضر گشته. طوبى او را كه دلى دارد سليم، از
[١] - غررالحكم، حديث ٤١١٢
[٢] - ميزانالحكمه، حديث ١٦٩٣٣
[٣] - همان، حديث ١٦٩٢٩