قلمرو دل - محدثى، جواد - الصفحة ٦١
شكار خوبى و چه صياد خوبى!
گاهى ميان ما و دل، فاصله مىافتد. به تعبير قرآن كريم: «انَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ المرء وَ قَلبِه».[١] با اين دل رميده، فرارى و گمشده چه بايد كرد و چه مىتوان كرد؟
در پيشِ فرزانهاى از وسوسههاى دل، شكوه كردند. گفت: دل همچون خانهاى است كه دزد بر آن مىگذرد؛ اگر چيز دندانگيرى بيابد، برمىدارد وگرنه مىگذرد و مىرود. دلهاى خالى از هوا و هوس، هرگز وسوسه شيطان را براى نفوذ برنمىانگيزد.
با اين حساب، پيراستن خانه دل از وسوسههاى شيطانى و بيرون راندن سپاه نفس اماره از منطقه قلب، كار «مديريت دل» را آسانتر مىسازد. تا دل، تيره و ظلمانى است، در رواق آن آيات حق و كتاب فطرت و منشور هدايت، خواندنى نيست. در دل روشن، سطر سطر كتاب حق، خوانا و زيباست. اين خانه را تاريك مپسنديم.
|
جان، لوح سفيدى است، سياهش نكنيد |
هر آن چه گناه است، نگاهش نكنيد |
|
|
اين قطعه زمين دل كه در دست شماست |
موقوفه دين است، تباهش نكنيد |
|
|
دل را ز هوا و هوس، آسوده مكن |
جز آن چه تو را خداى فرموده، مكن |
|
|
متنى كه خدا نوشته بر صفحه دل |
با حاشيه گناه، آلوده مكن[٢] |
|
[١] - انفال( ٨) آيه ٢٤
[٢] - برگ و بار، ص ٢٩٥