قلمرو دل - محدثى، جواد - الصفحة ١٤
«عزّت» در سايه همين «تواضع»!
«الهى! ماندگان را چراغ راهى،
راندگان را ملجأ و پناهى.
اگر راه دهى و راه به بارگاه دهى،
از ديدگان، اشك شوق ريزد و شوقت شور دعا برانگيزد.
دست نيازمان به آستانت فراز آيد، و دل رميده به سويت باز آيد.
الهى، چنان كن كه بسته گرديم و خسته نگرديم، خسته گرديم و از تو بر نگرديم ...».[١]
*** دعا، اقبال بنده به درگاه خداوند است و اجابت، اقبال خداوند به بنده است. اگر مفهوم دعا و اجابت در دل جاى گيرد، حالت دعا و نيايش پديد مىآيد. چه سعادتى بالاتر از اينكه يك «بنده» مورد عنايت «مولى» قرار گيرد و خدا صدايش را بشنود و خوشش آيد و جواب بدهد و گاهى جواب دادن را طول دهد تا بيشتر صداى نجوا و نيايش بنده را بشنود.
پس، از تأخير استجابت نبايد چندان نگران و نااميد شد. گاهى صلاح بنده را مولى بهتر مىداند. گاهى هم تأخير از آن جهت است كه در حديث آمده است: «گاهى خداوند، اجابت دعاى مؤمن را به تأخير مىاندازد، چون مشتاق دعاى اوست و مىفرمايد: صدايى است كه دوست دارم آن را بشنوم».[٢]
چه مىدانيم؟ شايد هم، دعا از صميم دل و از روى خلوص نيّت نيست و شرايط استجابت در آن فراهم نيست. مگر دعا از دل غافل و
[١] - جواد محدثى، الهى نامه، ص ٢٦
[٢] - علامه مجلسى، بحارالانوار، ج ٩٧ ص ٢٩٦