قلمرو دل - محدثى، جواد - الصفحة ٩٠
حالت براى انسان، ضلالت پس از هدايت است. سقوط پايگاه دل در برابر هجوم قواى شيطانى و نبودن نيروهاى مقاوم، اين سرنوشت را براى دل پيش مىآورد. در دعاهاى قرآنى چنين آمده است:
«رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا»؛[١] خداوندا! پس از آن كه هدايتمان كردى، دلهاى ما را از حق برنگردان».
اين خواسته، نشان مىدهد كه اين خطر، هميشه محتمل است و هدايت يافتگان، نبايد احساس امنيت صددرصد كنند و از تحولات درونى، روحى و فكرى خويش غافل شوند.
دگرگونىهاى دل
اگر ثبات دل، يك ارزش و موهبت است، تغييرات و تحولات قلب هم يك خطر و ضايعه است. گاهى دل، همچون يك فلش و عقربه، ميان دو جاذبه قرار مىگيرد. گاهى به اين سو مىگرايد؛ گاهى به سوى ديگر.
گاهى رو به ملكوت خدا مىآورد؛ گاهى چراگاه و مأواى شيطان مىگردد. گاهى به سوى بالا مىپرد؛ گاهى به سمت پايين و انحطاط سقوط مىكند.
در چند حديث، رسول خاتم صلى الله عليه و آله با مثالهايى به اين دگرگونىهاى خطرناك دل اشاره فرموده است كه قابل توجه است. در يك مورد مىفرمايد: «مثال دل، همچون گنجشك است كه در هر ساعت و لحظهاى، جابهجا مىشود».[٢] اين همان «از اين شاخه به آن شاخه پريدن» دل و عدم ثبات آن است كه براى سالكان و هدايتجويان، منشأ خطر
[١] - آل عمران( ٣)، آيه ٨
[٢] - مثل القلب، مثل العصفور يتقلّب فى كل ساعة؛ محجة البيضاء، ج ٥، ص ٨٣