قلمرو دل - محدثى، جواد - الصفحة ٦٧
برهان، رام و آرام مىشوند. البته خود اين سربسته شدن دل و «طبع قلب»، كه در قرآن هم مكرر آمده است[١]، نتيجه برخى اعمال ديگر همچون لجاجت، دنياخواهى، طمع، حرامخوارى، رشوه، كفر و هواپرستى است.
امام حسين عليه السلام در روز عاشورا وقتى گمراهى و فريبخوردگى سپاه كوفه را ديد و از تصميم جدى آنان براى جنگ با فرزند پيامبر و ريختن خون وى آگاه شد، بارها به موعظه و نصيحت آنان پرداخت و برايشان آيه و حديث خواند و هشدار و بيم داد و از عذاب الهى ترساند؛ اما آنان حتى حاضر نبودند به سخنان حضرت گوش فرا دهند و همهمه راه مىانداختند تا صداى امام به گوش سربازان عمر سعد نرسد. حضرت فرمود: «فَقَدْ مُلِئَتْ بُطونُكم مِنَ الْحَرامِ وَ طُبِعَ عَلى قُلوُبِكُم؛[٢] شكمهايتان پر از حرام شده است و بر دلهاى شما مهر خورده است».
اين، وضع دلى است كه بيمار است؛ دلى كه پايگاه و جايگاه هوسهاى شيطانى و وسوسههاى ابليسى شده و همه چيز را با نگاه شكم و شهوت مىبيند و براى ورود سپاه عقل و جنود رحمانى به حريم دل، راهى باز نگذاشته؛ اما لشگريان شيطان، شبانهروز براى ورود به آن، مجاز و آزادند و كمترين ممانعتى انجام نمىگيرد.
از چنين دلى و صاحب چنين قلبى چه انتظارى براى رشد، سعادت و فلاح مىرود؟
[١] - مثل اين موارد: غافر( ٤٠)، آيه ٣٥؛ روم( ٣٠)، آيه ٥٩؛ اعراف( ٧)، آيه ١٠١؛ جاثيه( ٤٥)، آيه ٢٣؛ بقره( ٢)، آيه ٧؛ انعام( ٦)، آيه ٣٩؛ مطففين( ٨٣)، آيه ١٥-/ ١٤ و آيات ديگر
[٢] - انفال( ٨) آيه ٢٤