قلمرو دل

قلمرو دل - محدثى، جواد - الصفحة ٦٦

آلوده و شيشه آن چراغ را سياه مى‌كند؛ تا آن جا كه سراسر دل را مى‌گيرد.

چنين دلى، نه نور ايمان را به خود راه مى‌دهد، نه موعظه و پند در آن اثر مى‌كند و نه پذيراى حق و حكمت مى‌شود و از سنگ هم سخت‌تر مى‌شود.

٣. «كورى»؛ گر چه كورى و بينايى مخصوص چشم است، اما از چشم دل هم پيشتر بحث كرديم. اگر چشم درون كور شود، روشن‌ترين حقيقت‌ها و بديهى‌ترين حكمت‌ها را هم نمى‌بيند. از پيامدهاى پيروى از «نفس اماره» و اطاعت شيطان، از دست دادن «بصيرت» است. در حديث حضرت باقر عليه السلام آمده است: «وقتى كسى در مسير نافرمانى خدا قرار مى‌گيرد و اصرار بر گناه مى‌كند، آن روشنايى دل از وى گرفته مى‌شود و سياهى گناه، سراسر دل را فرا مى‌گيرد و در نتيجه، چنين بنده‌اى هرگز روى خير و سعادت را نمى‌بيند»[١] و اين، يعنى سقوط كامل پايگاه دل در برابر تهاجم لشگر شيطان!

آن چه در آيات و روايات، به عنوان «طبع قلب» مطرح شده-/ يعنى لاك و مهر خوردن دل-/ بيان ديگرى از همين كوردلى است. وقتى جعبه‌اى، درى، خانه‌اى يا شيشه‌اى مهر بخورد و پلمپ شود، نه چيزى وارد آن مى‌شود و نه چيزى از آن خارج مى‌گردد و از مدار بهره‌ورى و استفاده خارج مى‌شود.

دل‌هاى دربسته و سربسته، نه معرفت مى‌يابند، نه هدايت مى‌شوند، نه پند مى‌پذيرند، نه حقيقت‌ها را مى‌بينند، نه بشارت و انذار در آنها اثر مى‌گذارد، نه وقايع و حوادث مايه عبرت آنها مى‌گردد و نه با منطق و


[١] - همان، ص ٢٧٣