قلمرو دل - محدثى، جواد - الصفحة ٥١
امام على عليه السلام آن غريب مظلوم، در جمع غفلت زدگان ناشنواى حق، دلگير از آن همه گوش جان مخاطبان از شنيدن پيام علوى، به آنان مىفرمود: اى مردم! خوب گوش دهيد و توجه كنيد، گوشهاى دلهايتان را حاضر كنيد تا دريابيد و بفهميد ... «وَاحْضِروُا آذانَ قُلوبِكُم تَفْهَموُا».
تاريخ و تجربه نشان مىدهد كه اگر «گوش جان» كر شده باشد، حتى كلام بليغ و برّان على عليه السلام و مواعظ تكان دهنده او هم نمىتواند مخاطب را از جا حركت دهد و متحول سازد، و اين اشكال، نه از گوينده، بلكه از شنونده است.
پردههاى گوش جان
آن چه گوشجان را از كار مىاندازد، آلايشهاى درونى و رذايل اخلاقى است.
«پند»، عزيزترين همدم انسان است، اما اگر «گوش پند نيوش» نباشد، آن موعظه نه بر دل مىنشيند، نه با انسان انس مىگيرد.
«حكمت»، روشنى بخش خانه دل ست، اما اگر «گوش جان» كر و بسته باشد، راه و روزنى براى فروغ افكنى به اين خانه نخواهد داشت.
«حق»، رساترين صداست كه پردهها را مىدرد و ديوارها را فرو مىريزد، اما اگر كسى آلوده به خودخواهى و دنياطلبى و هواپرستى باشد، گوش جانش از شنيدن و دريافتن پيام حق ناشنوا مىشود.
به قول مولوى:
|
گوش را بندد طمع، از استماع |
چشم را بندد غرض از اطلاع |
|
«گناه»، مايه زنگار گرفتن دل و از كار افتادن دستگاه شنوايى قلب و