قلمرو دل

قلمرو دل - محدثى، جواد - الصفحة ٤٣

شب‌ها نا آرامم ساخته، از دنيا و آن چه در آن است گسسته شده‌ام، گويا عرش الهى و روز قيامت و صحنه دادرسى و حشر خلايق را مى‌بينم.

گويا اهل بهشت را مى‌بينم كه از نعمت‌هاى آن برخوردارند و بر تخت‌ها نشسته‌اند و گويا دوزخ را مى‌بينم كه اهل جهنم در آن در عذاب‌اند و صداى تنوره آتش دوزخ را مى‌شنوم و در گوشم مى‌پيچد.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به همراهانش فرمود: «هذا عَبدٌ نَوَّرَ اللَّهُ قَلبَه بِالايمانِ ...؛[١] اين، بنده‌اى است كه خداوند، قلب او را با ايمان، روشن ساخته است»!

و اين، يعنى همان بينايى دل و روشنى چشم درون كه در سايه ايمان و معرفت و شهود به دست مى‌آيد.

نگاه دل‌

وقتى براى نگاه، وسيله ديگرى جز چشم سر وجود دارد، چرا از آن بهره نگيريم؟

چرا نگاه‌ها و نگريستن‌هايمان را محدود كنيم و از بسيارى از ديدنى‌ها محروم شويم؟

چه عاملى چشم دل را مى‌بندد؟ چه عاملى موجب گشايش آن مى‌شود؟ به تعبير حضرت صادق عليه السلام: همه مردم چشم سر و چشم دل دارند، اما خداوند چشم دل شما شيعيان را باز كرده و چشم دل مخالفان ما را كور كرده است.[٢]

نقش ابليس در اين ميان چيست؟ شياطين، سوگند خورده‌اند كه آدم را بلغزانند و از رشد معنوى و كمال او جلوگيرى كنند و با وسوسه‌ها،


[١] - اصول كافى، ج ٢ ص ٥٢ حديث ٢.

[٢] - بحارالانوار، ج ٦٧ ص ٥٨