قلمرو دل - محدثى، جواد - الصفحة ٤١
مشاهده نكند، اگر كور نيست، پس چيست؟
قرآن كريم به صراحت و وضوح چنين تعبير مى كند:
«انّها لَاتعْمَى الابصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى القُلُوبُ الّتى فِى الصّدور»؛[١]
همانا چشمها نابينا نمىشود، بلكه دلهايى كور مىشود كه در سينههاست.
اين، همان كور دلى است كه در پى لجاجت و عناد و سرسختى در برابر پذيرش حق پديد مىآيد و انسان را از ديدن روشنترين حقيقتهاى آفتاب گون، محروم مىسازد.
اگر مولوى مىگويد:
|
چشم باز و گوش باز و اين عمى |
در شگفت از چشم بندى خدا |
|
اشاره به همين حقيقت است كه گاهى چشم سر مىبيند، ليكن چشم دل نابيناست و البته كه اين كوردلى علل و اسباب و ريشهها و منشأهايى دارد كه بايد آنها را شناخت و زدود، تا بصيرت حاصل آيد.
موهبت بينا دلى
به همان اندازه كه نداشتن بصيرت و كوردل بودن، بد و نشانه عقبماندگى ذهنى و معرفتى است، بينا دلى موهبتى الهى به شمار مىرود و توفيقى كه نصيب هر كس شود، با چشمى بازتر حقايق هستى را مىبيند و آن سوى ديوار محسوسات را هم تماشا مىكند و به نوعى شهود مىرسد.
اين، عينكى است كه به چشم هر كس نمىزنند و جايزهاى است كه به
[١] - حج( ٢٢) آيه ٤٦.