قلمرو دل - محدثى، جواد - الصفحة ٣٣
و سايه سقف قرار مىگيرد؟»[١]
سينه سنگى ما،
از چه از شور و شررها خالى است؟
ديده و اين همه خشك؟
نفس و اين همه سرد؟
تو و اين سنگدلى؟ ... من و اين بى دردى؟!
چگونه مىتوان به اين خشوع قلبى و نرم دلى دست يافت؟
يكى از كليدهاى گشايش دل، «ذكر» است، آن هم همراه با صدق و خلوص و در خلوت الهى.
حضرت باقر عليه السلام فرمود:
«تَعَرَّضْ لِرِقَّةِ القَلبِ بِكَثْرَةِ الذِّكْرِ فِى الْخَلَواتِ؛[٢]
در خلوتها خدا را بسيار ياد كن، تا رقت قلب برايت پديد آيد».
بسيارى از بزرگان به تعبير علامه طباطبايى برنامهاى به نام «كشيك دل» يا همان «مراقبت» داشتهاند و لحظات انس با محبوب و خلوت با معبود و ذكر زبانى و قلبى او را وسيلهاى براى پالايش دل از كدورتها قرار دادهاند و از معاشرتهاى بى ثمر و دوستان ناباب و مجالس لهو، پرهيز كردهاند، كه مايه مرگ دلها است.
دلهاى سنگى
اين درست است كه دل، گاهى سفت و سخت مىشود، سختتر از سنگ، و هيچ ردپايى از احساس، عاطفه، محبت، شوق، حرارت، ايمان،
[١] - محجة البيضاء، ج ٦، ص ٢٣١
[٢] - تحف العقول، ص ٢٨٥