قلمرو دل

قلمرو دل - محدثى، جواد - الصفحة ٣٠

سلطه‌اى نيست.[١] كشمكش ميان قواى شيطانى و جنود رحمانى براى راهيابى و تسلّط بر دل، هميشه بوده و خواهد بود، تا ما به كدام يك چراغ سبز نشان بدهيم و زمينه ورود سپاهش را در قلب خودمان فراهم سازيم! از ياد نبريم كه شيطان در كمين ما نشسته و منتظر است تا ما را شكار كند. وقتى شكار او مى‌شويم كه غافل شويم. حضرت رسول اكرم به اين دام و كمين و طعمه و شكار چنين اشاره فرموده است:

«انَّ الشَيطانَ قَعَدَ لِابْنِ آدَمَ بِطُرُقٍ ....[٢] شيطان از راه‌هايى چند در كمين بنى آدم نشسته است ... و سپس توضيح فرموده كه با چه نيرنگى او را از مسلمان شدن، هجرت كردن، جهاد و مبارزه كردن باز مى‌دارد و جهنّمى مى‌سازد و هر كه هشيارانه عمل كند و از دام شيطان بجهد و به تله‌هاى ابليس نيفتد، بهشتى مى‌شود.

خدا كند كه باغ دلمان به ياد خدا برويد و موعظه حق بر دل نشيند، دل ما از دام و دانه جدا شود و پر از جاذبه جاودانه خدا گردد.

خلاصه سخن آن كه در طهارت دل و تغذيه قلب و بالندگى جان و رشد روح، خود ما نيز سهمى داريم كه اندك و ناچيز نيست. آشنا ساختن دل با قلمرو معنويات و شنيدن پيام‌هاى آن چنانى نيز با گوش جان ميسّر است به شرط آن كه چشم و گوش باطنى و قلبى را با گناه و هوس از كار نينداخته باشيم.

آن كه نشناسد به عالم محرم و بيگانه كيست‌

در درون دل چه مى‌داند كه صاحب خانه كيست؟

و ... هرگز مبادا كه خانه دل را به شيطان بسپاريم.


[١] - محجةالبيضاء، ج ٥، ص ٥٠

[٢] - همان، ص ٥٢.