قلمرو دل - محدثى، جواد - الصفحة ٢٣
گوياى ضرورت نظارت بر ورودىهاى دل است و اين كه با قلب خودمان چه مىكنيم و چه كنترلى بر آن داريم و به كه مىسپاريم و به چه مىفروشيم؟
گفتهاند كه: «القلب حرم الله ...»، دل حريم الهى است و در اين حرم مقدّس، جز خدا را راه نده.
|
اين دل، سراى توست، نه بيگانه |
در راه دل نشسته و در بانم |
|
|
حاشا كه جز تو ره به دلم يابد |
جانم فدايت، اى همه جانانم[١] |
|
در كلام حضرت رسول چنين آمده است:
«انَّ للّه تعالى فِى الأرضِ أوانِىَ، الا وَهِىَ القُلوبُ ...»[٢]
خداوند را در روى زمين ظرفهايى است، آگاه باشيد كه آن ظرفهاى الهى، قلبهاست، پس بهترين اين ظرفها نزد خدا، دلى است كه نسبت به برادران نازكتر و از گناهان پاكتر و در راه خدا استوارتر باشد.
|
عرش رحمانى كه مىگويند، آن نام دل است |
بر در دل حلقه زن، كام دل از دل حاصل است |
|
در ظرف دل چه بايد ريخت و آن را از چه بايد آكند؟
بالاخره اين «جام دل»، تهى نمىماند. اگر از عشق به خوبىها و خوبان پر نكنى، از علاقههاى بدلى و محبوبهاى عوضى و معشوقهاى بىارزش پر مىشود و آن گاه، خالى كردن اين خانه كه به اجاره يا مالكيّت يك «بيگانه» در آمده است، بسيار دشوار است! از اول بايد مواظبت كرد كه يك «نامطلوب» وارد آن نشود و آن جا خانه و بيتوته نكند.
[١] - برگ و بار، ص ١٩
[٢] - ميزانالحكمه، ج ٥، ص ٢١٧