قلمرو دل - محدثى، جواد - الصفحة ٢٢
وابسته است؟
درست است كه با يك «دل» نمىتوان دو «دلبر» داشت و درست گفتهاند كه: «اى يك دله صد دله، دل يك دله كن ...».
امّا مهم آن است كه آن دلدار و دلبر، ارزنده و قيمتى و لايق «دل دادگى» باشد، وگرنه دل هر جايى هر روز بر شاخهاى مىنشيند و صاحب دل را آواره و هرجايى مىكند.
از قرآن كريم الهام بگيريم كه فرموده است:
«ما جَعَلَ اللّه لِرَجُلٍ مِنْ قلبينِ فى جَوفِه».[١]
خداوند در درون هيچكس، دو قلب قرار نداده است.
البته اين روشن است كه هيچ كس دو قلب ندارد، ليكن رهنمود قرآن، به آن دلى است كه كانون عشقها، گرايشها، عواطف و احساسات، باورها، محبّتها و گرايشهاست و بايد تكليف آن را روشن ساخت و هشيار ساخت و هشيار بود كه آيا جايگاه خداست، يا پايگاه شيطان؟
بر سر چند راهههاى محبوب گزينى و دل سپارى و مهر ورزى. بايد «تعيين راه» و «تعيين جهت» كرد، تا دل، سرگردان نماند و طعمه غارتگران نشود.
مراقبت از دل
اگر بزرگان عرفان و اخلاق، «دربانى دل» را رمز و راز رسيدن به كمالات دانستهاند و در پاسخ به اين سؤال كه از كجا به اين مقامات رسيدهايد؟ گفتهاند: دربان دلمان بوديم (كنتُ بوّاباًعلى قلبى)، اين نكته،
[١] - احزاب( ٣٣) آيه ٤