قلمرو دل - محدثى، جواد - الصفحة ١٦٣
حضرت على عليه السلام مىفرمايد: «رَأسُ الْحِكْمَةِ مُدارةُ الناسِ»؛[١] سر آغاز حكمت، مدارا كردن با مردم است».
بايد پذيرفت كه سليقهها و روحيههاى همه يكسان نيست و همه ذوق و پسند و راه و روش ما را ندارند. ما هم چارهاى از زيستن با آنان نداريم، پس بايد «مدارا» كنيم. اين همان همزيستى است كه هر كه ندارد، مطرود و مأيوس و تنها مىشود.
سلوك شايسته
برخوردارى از اخلاق كريمانه و آراستگى به صفات خوب و رفتارهاى انسانى، محبوبيّتآور است. كيست كه نخواهد محبوب دلها شود و مورد توجّه و محبت ديگران قرار گيرد و «قلعه دلها» را بگشايد؟
امّا راه و روش آن چيست و كليد گشودن قلوب كدام است؟
مگر مىتوان با زور، دلى را بهدست آورد، يا در خانه دلى جاى گرفت؟
اگر تواضع و خاكسارى عاملى براى محبوبيّت است، احسان و نيكى و بخشندگى عامل ديگرى است و «حسن خلق» و سلوك والا و اخلاق متعالى، عامل سوّم.
ما بىنياز از دوست نيستيم. نداشتن دوست، نوعى غربت و تنهايى است. به فرموده حضرت امير عليه السلام، غريب، كسى است كه «دوست» نداشته باشد: «الْغَريبُ مَن لَمْ يَكُنْ لَهُ حَبيبٌ»[٢]
خيلىها ما را اسير اخلاق خوب خودشان مىكنند. چرا ما از اين ابزار بهره نگيريم؟
[١] - غرر الحكم، ج ٤، ص ٥٢
[٢] - نهج البلاغه، حكمت ٦٥