قلمرو دل - محدثى، جواد - الصفحة ١٥٩
|
بسازم خنجرى نيشش زفولاد |
زنم برديده، تا دل گردد آزاد |
|
ولى ... نيازى به خنجر فولادين براى كور كردن چشم نيست، مهم آن است كه نگاهت در اختيار تو باشد، تو هم در اختيار دين.
توصيه هاتف اصفهانى اين است كه:
|
چشم دل باز كن كه جان بينى |
آنچه ناديدنى است، آن بينى |
|
پس، دو چشم در سر داريم و دو چشم در دل. نبايد آن را گشود و اين را بست. چه زيباست كلام حضرت رسول (ص) درباره انسانهاى چهارچشمى! مىفرمايد:
«ما مِنَ عَبْدٍ الّا وَ فى وَجْهِهِ عَينانِ يُبْصِرُ بِهِما امْرَ الدُّنيا، وَ عَيْنانِ فى قَلْبِهِ يُبْصِرُ بِهِما امْرَ الآخِرَةِ، فَاذا ارادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ خَيراً فَتَحَ عَيْنَيْهِ اللَّتَينِ فى قلبه فَأبْصَرَ بِهِما ما وَعَدَهُ بِالغيب ...»[١]
هيچ بندهاى نيست مگر آنكه دو چشم در سردارد كه با آنها كار دنيا را مىبيند و دو چشم در دلش دارد كه با آنها كار آخرت را مىبيند. پس هر گاه خداوند نسبت به بندهاى اراده خير و نيكى كند، آن دو چشم دل را در او مىگشايد، تا با آ نها آنچه را كه خدا براساس غيب وعده داده است ببيند.
و شگفتا از آنان كه نابينايند و خود را بينا مىپندارند، چرا كه چشم درون چيزى از حكمتها و حقايق نديده تا لذت آن را دريابد. به قول مولانا:
|
چشم باز و گوش باز و اين عمى |
در شگفت از چشمبندى خدا |
|
اگر قلب، قلب سالمى باشد، «چشم دل» هم خوب مىبيند.
[١] - ميزان الحكمه، ج ٥، ص ٢٢٤