قلمرو دل - محدثى، جواد - الصفحة ١٥٨
كنترل دل همين جاها به درد مىخورد. وقتى قلب، لانه «نفس اماره» و آلت دست آن شد، نفس، اين دلِ پيشوا را پيرو خود مىسازد و مسيرى را كه پيش پاى آن مىگذارد، جز به «ناكجا آباد»، منتهى نمىشود.
|
عصيان و گناه، پرتگاه دل ماست |
مسدود به روى عقل، راه دل ماست |
|
|
خشكيدن اشك گرم، از چشمه چشم |
گوياى سقوط پايگاه دل ماست[١] |
|
اينكه حضرت على (ع) مىفرمايد: دلها را با موعظه زنده كنيد، براى آن است كه دل زنده و بيدار، اسير سپاه ابليس و جنود شيطان نمىشود.
دلهاى مرده و تيره و بيمار، با شيطان همكارى مىكنند و نقش «عامل نفوذى» براى او برعهده مىگيرند، آنگاه پىدرپى بايد شاهد تلفات و ضايعات باشيم.
|
دلها اگر از «موعظه»، آدم مىشد |
شايد تلفات معصيت كم مىشد |
|
|
از اين همه كشتههاى درگيرى نفس |
اى كاش گزارشى فراهم مىشد[٢] |
|
انسانهاى چهار چشمى
گاهى آنچه بر دلها نقش مىبندد، از روزنه دل وارد مىشود. دل، كتابى است كه با قلم نگاه نگاشته مىشود. به تعبير اميرمؤمنان عليه السلام:
«القَلْبُ مُصحَفُ البَصَر».[٣]
حال، اگر بخواهيم دربان دل شويم و از حالات آن مراقبت كنيم، مراقبتى هم از «ديده» بايد داشته باشيم، چرا كه چشم به هر چه بيفتد، دل هم همان را هوس مىكند و مىطلبد. به قول باباطاهر عريان:
|
ز دست ديده و دل هر دو فرياد |
هر آنچه ديده بيند دل كند ياد |
|
[١] - برگ و بار، ص ٢٨٦
[٢] - همان
[٣] - بحارالانوار، ج ٦٨، ص ٧١