قلمرو دل - محدثى، جواد - الصفحة ١٣٢
ولى اجمال مسأله، پرهيز از «استبداد به رأى» و تك روى در كارها و تصميمهاى فردى و اجتماعى است.
هم در انتخاب رشته، هم در گزينش همسر، هم در دوست يابى، هم در كتاب خوانى و انتخاب معلم و مراجعه به پزشك و خريد يك خانه و تغيير شغل و نام نويسى در يك آموزشگاه و ... مىتوان از اصل «مشورت» بهره گرفت و ضريب خطاها راكاهش داد.
٨. دوستان خوب: نمىتوان تأثير همنشين و دوست را بر اخلاق و افكار و رفتار و نحوه عمل انسان انكار كرد. شخصيت افراد، گاهى تحت تأثير معاشران و دوستان شكل مىگيرد و از خوبى به بدى يا برعكس تغيير حال مىيابد. ديگران هم مبناى داوريشان در مورد هر كس، همنشينان اوست.
|
تو اول بگو باكيان زيستى |
پس آنگه بگويم كه تو كيستى |
|
دوستان، گاهى عمر انسان را بر باد مىدهند، گاهى عامل و انگيزه بهرهگيرى از عمر مىشوند. داشتن رفيق شايسته و همدم وارسته، زندگى را در «خط اعتدال» قرار مىدهد و نعمتى بزرگ است.
كم نيستند كسانى كه عمر خود را باخته و پشت ديوار ندامت نشسته و زانوى غم بغل گرفتهاند. چرا؟ به خاطر اينكه همنشين شايستهاى نداشتهاند. امان از دوستِ بد! پس از اين رهگذر هم مىتوان به بالنده ساختن زندگى و مفيد ساختن عمر دست يافت.
٩. خواندن شرح حال: اينكه گفتهاند مطالعه بيوگرافى و سرگذشت انسانها از ارزندهترين كارهاست، حرف درستى است. هميشه ما از اسوه و الگوها بهره گرفتهايم. بزرگانى كه مايه فخر بشريّتاند، مىتوانند سرمشق ما براى «چگونه زيستن» باشند.