قلمرو دل - محدثى، جواد - الصفحة ١٢٦
نقشساز و شكل پردازم.»[١]
٨. توجه به «فرصت امروز»، انسان را از غم گذشته و نگرانى از آينده نيامده مىرهاند. وقتى بسيارى از اضطرابها از آيندهاى است كه نامعلوم و نيامده است، چرا از بلا و مصيبت و رنجى كه هنوز تحقق نيافته و «شايد» در آينده پيش آيد، به وحشت و بيم افتيم؟
البته آيندهنگرى چيز مثبت و نگرش ارزندهاى است، ولى اضطراب نسبت به حوادث پيش نيامده و نگرانِ اين بودن كه «چه خواهد شد؟»، عامل ركود و سلب انگيزه و نوميدى است.
در توصيههاى دينى فراوان آمده است: كه آنچه گذشت، گذشت. آنچه هم كه نيامده است، كو؟
پس برخيزيد و فرصتِ موجود را مغتنم شماريد:
|
ما فاتَ مضى وَ ما سَيأتيكَ فأين؟ |
قُمْ، فَاغتَنِمِ الفرصَةَ بَيْنَ الْعَدَمين |
|
و سعدى چه زيبا اين نكته را به فارسى سروده است:
|
سعديا دى رفت و فردا همچنان معلوم نيست |
در ميان اين و آن، فرصت شما امروز را |
|
[٢]
بارى، روحيههاى پرتوان و زندگىهاى سرشار از اميد، در سايه ايمان و توكل و آخرت گرايى وتلاش و همنشينى باصاحبان روحهاى بزرگ است.
زندگى را غنا بخشيم و انديشه را وسعت، تا نگرانى و اضطراب، از پايمان نيفكند.
[١] - برگ و بار، ص ٢٧٠
[٢] - كليات سعدى، ص ٤١٥، غزل ١٢