قلمرو دل

قلمرو دل - محدثى، جواد - الصفحة ١٢٣

درمان اين «احساس نگرانى»، گاهى در مسائل فكرى و نظرى است، گاهى از راه برنامه‌هاى عملى و اجرايى. برخى از اين عواملِ نگرانى‌زدا از اين قرار است:

١. «آخرت باورى‌» مى‌تواند نقطه شروعِ رسيدن به «اميد» باشد. يعنى اين كه با مرگ، تمام نمى‌شويم و مردن، نقطه پايان دفتر وجود ما نيست، بلكه آغاز مرحله‌اى دراز مدت‌تر، بلكه ابدى است و ما با كيفيت زندگى اين دنيايى، مى‌توانيم در ساختن بهتر آن «مرحله جاودانه»، سهم داشته باشيم.

پس، چرا نگران آن باشيم كه تمام مى‌شويم و پايان مى‌يابيم؟

٢. «توكل‌»، عامل ديگرى براى غلبه بر نگرانى است. بر چه كس بايد تكيه داشت؟ به چه چيز بايد اميد بست؟ تكيه بر آنچه ناپايدار است، به انسان هم «احساس ناپايدارى» مى‌دهد. آن كه بر زمين سست ايستاده است، نمى‌تواند گامهايى استوار داشته باشد. كسى كه پشتوانه‌اى همچون خدا دارد، به اين زودى‌ها دچار خلأ روحى و احساس بى‌پناهى نمى‌كند. توصيه قرآن به اين كه مؤمنان بر خدا توكّل كنند (و على الله فليتوكّل المؤمنون) عامل اميدوارى و روحيه و انگيزه داشتن براى اهل ايمان است.

٣. «ذكر» و ياد خدا نيز به انسان آرامش مى‌دهد. در لحظات اضطراب و نگرانى، چه بر زبان آوردن نام خدا و دعا و صلوات و تسبيح الهى و ذكرهاى زبانى، چه دل را به «ياد خدا» نيرو و صفا بخشيدن، مايه آرامش دل و نفى اضطراب است.