قلمرو دل - محدثى، جواد - الصفحة ١٢
دشت عطش را سيراب كند.
*** چگونه مىتوان «حس دعا» پيدا كرد؟
اگر «احساس نياز» از سويى و «قدرت رفع نياز» ازسوى ديگر باشد، اگر «ابراز حاجت» از طرف بنده و «درخواست دعا» از سوى خدا باشد، آن چه اين دو سو را به هم وصل مىكند، «نيايش» است. هر چه انسان فقر و نياز خويش را بيشتر بشناسد، و هر چه به قدرت و رحمت الهى آگاهتر باشد، حسّ دعا بهتر به دست مىآيد.
|
يك ذرّه ز فقر خويش، ابراز كنيم |
چندان كه خدا غنى است، ما محتاجيم |
|
احساس بىنيازى، طغيان و روى گردانى مىآورد. قرآن كريم مىفرمايد: انسان همين كه خود را غنى و بىنياز حس كند، سر به طغيان و گردن كشى مىگذارد؛ «انَّ الإنسانَ لَيَطْغى، انْ رَاهُ اسْتَغْنى».[١] و هر چه فقر و نياز خود را بيشتر حس كند و سررشته كارها را به دست معبود ببيند، كشش به سوى خدا بيشتر خواهد بود. باز قرآن كريم مىفرمايد: اى مردم! شما همه نيازمند خداونديد و او بىنياز و ستوده است: «يا ايُّها النّاسُ انْتُمُ الفُقراء الَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الغَنىُّ الحَميد».[٢]
تنها نيازمندى و وابستگى انسان به خدا كافى نيست، درك اينكه بنده، نيازمند و وابسته است، برانگيزاننده آن «حس دعا» است.
بايد حجاب بين بنده و خالق كنار برود، امّا چگونه؟
غرور، خودخواهى، تكبّر، بىاعتنايى، طلبكارى، قساوت دل، يأس
[١] - علق( ٩٦) آيه ٦
[٢] - فاطر( ٣٥) آيه ١٥