قلمرو دل - محدثى، جواد - الصفحة ١٠٨
دلسوزى، مهمانى و ضيافت، ديد و بازديد و تفقد و احوال پرسى، خوشحال كردن دوست، احترام به آراء و نظرات او، خوش زبانى و تواضع و ... كه شرح و تفصيل آنها از حوصله اين گفتار بيرون است.
بر هم زننده دوستىها
براى تقويت و ثبات و استمرار دوستىها، هم بايد به عوامل تقويت كننده توجه داشت، هم عوامل قطع كننده يا سست كننده اين پيوند را شناخت و از آن پرهيزكرد.
چه كنيم كه با سست شدن محبتها روبه رو نشويم؟
بدگويى و عيبجويى، سبب مىشود دوستان خود را از دست بدهيم.
تندخويى و بداخلاقى نيز، ديگران را از دور و بر ما پراكنده مىسازد.
توقّعات زياد و گلهمندى به خاطر هر چيز كوچك و كم اهميت نيز، صفاى دلها را از ميان مىبرد.
كم ظرفيتى، دروغگويى، صداقت نداشتن، ريا كار بودن، تفاوتِ ظاهر و باطن و گفتار و كردار، محبت ديگران را زايل مىكند.
ناسپاسى و قدر نشناسى نيز رشته محبت را مىگسلد.
ترك كردن دوستان در شدايد و گرفتاريها، شكست خوردن در «امتحان دوستى» است.
كسى مريض شد و مدتى بسترى بود. مىگفت: خدا را شكر، خوب شد كه مريض شدم و روى تخت بيمارستان افتادم. گفتند: چرا؟ گفت:
براى اين كه در اين مدّت، دوستان واقعى خود را شناختم. بعضى با همه ادعاهايى كه داشتند، حتى يك بار هم نشد به ديدنم آيند، يا حال مرا بپرسند!