اختلاف در وضو چرا ؟ - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٢
عمر يك ماه در اين زمينه از خدا طلب خير و گشايش مى كرد ، روزى عمر عزمش را جزم كرد ، گفت : مى خواستم سنن را بنگارم ، قومى را به ياد آوردم كه پيش از شما كتاب هايى را نگاشتند و بدان مشغول شدند و كتاب خدا را وانهادند ; به خدا سوگند ، من هرگز كتاب خدا را به چيزى نمى پوشانم .[٥٥]
l از يحيى بن جَعْدَه روايت شده كه گفت :
عُمَر مى خواست سنّت را بنويسد ، سپس تغيير رأى داد كه آن را ننگارد . پس از آن ، به شهرها نوشت : هركه چيزى از سنّت نزدش هست آن را محو سازد .[٥٦]
l از قاسم بن محمّد بن اَبى بكر نقل شده كه گفت :
به عمر خبر رسيد كه در دستِ مردمان نوشته هايى است ، آن را زشت شمرد و ناپسند دانست و گفت : اى مردم ، به من خبر رسيده كه در دستتان نوشته هايى است هيچ كس نزد خود نوشته اى نگذارد مگر اينكه آن را به من سپارد تا نظر خويش را در آن بيان كنم .
[٥٥] . تقييد العلم : ٤٩ ; حجيّة السنّة : ٣٩٥ -
[٥٦] . تقييد العلم : ٥٣ ; حجيّة السنّة : ٣٩٥ -