زن و مسایل قضایی و سیاسی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤
زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص:٧٤
در عین حال ما میخواهیم از نظر شرعی بحث کنیم، ببینیم در این کار، ما منع شرعی داریم یا نداریم، چون فرضا ما از نظر استعداد ثابت کنیم که آن مقدار صلاحیتی که مرد برای این کار دارد زن ندارد، کافی نیست که بگوییم حتما ما منع شرعی هم در این زمینه داریم، چون منع شرعی خودش یک موضوع علیحدهای است.
منع شرعی در جایی است که یک کاری مصلحت نباشد و احتیاج به منع کردن داشته باشد؛ یعنی کاری است که اگر منع نکنند طبعا مردم آن کار را میکنند و به آن مفاسدی که دارد یا به خلاف مصلحت بودنش توجه ندارند. اما اگر کاری خلاف مصلحت باشد ولی وضع آن به گونهای است که عملا مردم مرتکب این اشتباه نمیشوند یا اگر یک بار یا چند بار هم مرتکب شوند دوام پیدا نمیکند و ای بسا که خود منع کردن محذور ایجاد کند، در این جور موارد با اینکه یک چیزی عملا خلاف مصلحت است در عین حال ممکن است منع شرعی برایش وارد نشود یعنی به حال خود بگذارند ]و زبان حالشان این باشد که[ : بگذارید طبعا این کار را نکنند.
مثلا طفل نابالغ صلاحیت این گونه کارهای بزرگ را ندارد. حال آیا لزومی دارد که حتما یک منع اکید شرعی روی این قضیه وارد بشود که «ایها الناس حتما این کار را نکنید»؟ اصلا اینها از کارهایی است که مردم طبعا نمیکنند؛ یا احتیاج به آزمایش ندارد و قبل از آزمایش نمیکنند یا اگر یک بار و دو بار آزمایش کردند عملا این کار را نمیکنند. پس اساسا احتیاجی به منع کردن ندارد.
ما خیلی داریم از این جور مسائل که منع نشده است چون احتیاجی به منع کردن ندارد. مثل مشروبخواری نیست که اگر منع نکنند میخورند بلکه با اینکه منع هم میکنند و مضراتش هم به طور قطعی