زن و مسایل قضایی و سیاسی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٧

زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص: ٨٧

اعتماد پیدا کنیم. می‌گویند اگر یک رواتی باشد که ما می‌بینیم تمام محدثین به او اعتماد می‌کنند، ما از این امر مورد اعتماد بودن او را کشف می‌کنیم. مثلا اگر ببینیم یک آدمی هست که تمام علمایی که می‌شناسیم به او وثوق دارند، ما از این، وثوق پیدا می‌کنیم. اما صرف این که دیدیم یک شخص معین به یک نفر وثوق پیدا کرده و ما هیچ او را نمی‌شناسیم و احتمال اشتباه می‌دهیم، این کافی نیست. خصوصا این که صدوق به آن کسی که برایش روایت کرده اعتماد داشته، اما به کسانی که این شخص از آنها روایت کرده صدوق از کجا می‌توانسته اعتماد داشته باشد؟ صدوق ]سخنی درباره آنها نگفته، [همین قدر اسم آنها را نقل کرده است.

پس یک حدیث در کتاب صدوق نقل شده، که نمی‌شود به آن اعتماد کرد.

حدیث دیگری هست که از حضرت باقر است. حقیقت این است که این حدیث را هم من هرچه گشتم نتوانستم سند آن را پیدا کنم و ببینم که به این حدیث می‌شود کاملا اعتماد کرد یا نه، لذا نظر قطعی روی این قضیه نمی‌دهم. به هرحال این حدیث در اینجا هست که امارت زن ممنوع است.

استدلال به جمله‌ای از نهج‌البلاغه

یک جمله دیگر اخیرا به ذهن خودم آمد از نهج‌البلاغه که ندیدم کسی به آن استدلال کرده باشد ولی ممکن است کسی به این هم استدلال کند. امیرالمؤمنین پس از فتح جمل و شکست خوردن عایشه و اصحاب عایشه، وقتی که داخل بصره شد خطابه‌ای برای مردم بصره که سپاهیان عایشه بودند و دور شتر عایشه را گرفته بودند خواند و آنها را به چند جمله مورد ملامت قرار داد. یکی از آن جمله‌ها این بود که فرمود: کنْتُمْ