زن و مسایل قضایی و سیاسی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣ - زن و شهادت

زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص: ٢٣

که ثابت شود او دزدی کرده است تا دستش بریده شود، ثابت کنید که خمر خورده است تا تازیانه به او زده شود، ثابت کنید زنا کرده است تا حتما رجم شود یا تازیانه بخورد. نه، در آن جور موارد شارع عنایتی ندارد که حتما ثابت شود، بلکه شاید عنایتش این است که او «بینه و بین‌الله» توبه کند و ثابت هم نشود و حد هم بر او جاری نشود.

در مسئله طلاق، گویا حدیث هم داشته باشد، معتبر نبودن شهادت زن علت دیگری دارد. چون پای تفرقه میان زن و مردها در میان است ]شارع خواسته است[ اینجا زنها حاضر نباشند به عنوان شاهد طلاق که ما شاهد بودیم فلان کس طلاق داد و خلاصه زن نباید چشمش دائما بیفتد به طلاق دادن و طلاق گرفتن.

اما در حقوقی که حقوقِ لازم و واجب است و شارع عنایت دارد که این حقوق حتما تثبیت شود ]شهادت زن به تنهایی کافی است.[ حق الناس از این قبیل است، دیون از این قبیل است، هر چه که مربوط به دیون است، بلکه هرچه که جنبه مالی دارد و به گفته فقها هر موضوعی که جنبه مالی دارد ولو بالفعل صحبت دَینی در کار نیست؛ مثلا رهنی یا اجاره‌ای است که الان دَینی در کار نیست ولی پای حق مالی در کار است؛ در این مسائل به واسطه اهمیت زیادی که دارد ]شهادت زن معتبر است.[ این جا دو مصلحت با یکدیگر به اصطلاح تزاحم پیدا می‌کنند، یکی این مصلحت که زن تا حد امکان از محیط خانوادگی به اجتماع کشیده نشود، برای ادای شهادت این طرف و آن طرف کشانده نشود؛ این خودش در نظر شارع یک مصلحتی است. ولی یک مصلحت مهمتر در اینجا وجود دارد و آن تضییع نشدن حقوق مردم است. چون تضییع نشدن حقوق مردم مصلحت مهمتری دارد در این جا نگفته‌اند که شهادت زن رسمیت ندارد، بلکه گفته‌اند رسمیت دارد.