زن و مسایل قضایی و سیاسی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥ - زن و شهادت
زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص: ١٥
طبیب حاذق مراجعه کند، فرق نمیکند که آن طبیب مرد باشد یا زن ـ و نه این جور چیزها اسمش شهادت است؛ حالا ما تعبیر کردیم به شهادت عقلی، ولی اصلا اسمش هم شهادت نیست، رأی است.
پس ]مسئله دو زن به جای یک مرد در[ باب شهادت را هیچ نمیشود به پای این حساب گذاشت که عقل زن ضعیفتر است، چون اصلا شهادت با عقل کار ندارد، نه با عقل مرد کار دارد و نه با عقل زن. ]در شهادت،[ چیزی نیست که بخواهد حل و فصلش با عقل باشد. میگویند چیزی را که دیدهای بیا بگو که آن را دیدهام؛ چیزی را که شنیدهای بیا بگو که آن را شنیدهام. این اصلا مربوط به عقل نیست.
فرضیه دوم: تقوا و عدالت زن نصف مرد است
فرضیه دومی که در این جا احتمال آن میرود، فرضیه خود دین و عدالت است. شاهد باید عادل باشد. عدالتی هم که در این جا میگوییم همان تقوای مذهبی است؛ یعنی شاهد باید دارای ملکه تقوا باشد که به موجب آن از گناهان کبیره و اصرار بر صغیره اجتناب میکند.
آیا میشود گفت علت این که شهادت دو زن برابر است با شهادت یک مرد، این جهت است که تقوای دو زن برابر است با تقوای یک مرد، و عدالت دو زن برابر است با عدالت یک مرد، یعنی عدالت مرد استحکام بیشتری دارد و عدالت زن استحکام کمتر؟
عدالت خودش یک موضوعی است. در موارد دیگری هم عدالت شرط است. مثلا در امامت جماعت عدالت شرط است. مرد نمیتواند به زن اقتدا کند ولی مسلّم آن مربوط به عدالت زن نیست و لهذا زنهای دیگر میتوانند به یک زن اقتدا کنند. این جور نیست که عدالت زن ضعیفتر شناخته شده. حالا این جا چطور؟ آیا میتوانیم این مطلب را بگوییم که