اسلام و کثرت گرايي ديني - لگنهاوزن، محمد - الصفحة ٦٠ - چالش معرفت شناختي کثرت گرايي ديني
معناي اين است كه تجربه e در نبود ملاحظات الغا كننده قوت يا وزن معرفتي كافي براي ايجاد توجيه دارد، و توجيه بايد به نحوي كاملاً عيني يا برونگرايانه فهم شود، تا نشان دهد كه اين دلايلي كه به سود باورند محتمل مي کند كه باور درست باشد.
ظن بعيد[١] به q بر اساس تجربه e از موارد توجيه في بادي النظر نيست، زيرا تجربه e دلايل كافي فراهم نمي کند كه x، q را باور كند، حتي وقتي كه x هيچ دليل ملغي كننده اي نداشته باشد. بايد توجّه داشته باشيم به شرايطي كه در آن شرايط مي توانيم بگوييم كه x هيچ ملغي كننده اي ندارد. وقتي كه x بر اساس تجربه e و به خاطر ظن بعيد به q اعتقاد دارد، حتماً ملغي كننده هايي وجود دارد و مخصوصاً بايد تضعيف كننده هايي وجود داشته باشد. يعني دلايلي براي اين فرض كه e به اندازه كافي q راتأييد نكرده ولي شايد x از اين تضعيف كننده ها مطلع نباشد، يعني x به غلط تصور مي کند كه ظن بعيد او مصداق استدلال منطقي بدون خطا و اشتباه است.
فرض كنيد زيد در مغازه اي كه به تازگي در آن مهتابي كار گذاشته اند، پارچه فروش است و فرض كنيم كه طاقه اي از پارچه را برداشته كه از نظر او سبز است. به نظر آلستون و پالك، اين موردي است كه در آن زيد براي باور خود كه توپ پارچه سبز است، توجيه في بادي النظر دارد، ولي اين توجيه با علم به اينکه چراغ هاي جديد قضاوت دقيق در مورد رنگها را مشكل مي کند، ملغوب مي شود. اين تجربه براي اين اعتقاد زيد كه پارچه سبز است، توجيه في بادي النظر فراهم مي کند زيرا وقتي كه به نظر کسي چيزي سبز است، احتمال قوي دارد كه در كنار چيزي باشد كه سبز است، هر چند زيد روي هم رفته براي اين اعتقاد توجيه ندارد، زيرا او مي داند كه پارچه آبي زير نور غالبا
١- Wild speculation