اسلام و کثرت گرايي ديني - لگنهاوزن، محمد - الصفحة ١٠٤ - رد کثرت گرايي ديني فروکاهشي از سوي صوفي ها
نمونه اي تفكر ليبراليستي است:
انتظار مي رود كه اسلام اساساً دچار همان بحراني گردد كه مسيحيت در مواجهه با علوم جديد و ديدگاه ناشي از وحدت كليسايي داشت. با اين تفاوت كه بحران مسيحيت اندكي بيش از يك قرن به طول انجاميد، ولي اسلام بايد خود را در يك نسل واحد مطابق با فرهنگ جديدي كه قبلاً شكل گرفته هماهنگ كند. اميدواريم كه جهان اسلام به تدريج بتواند راه قرآني خود را براي پيوند علم جديد با ايمان و براي رسيدن به تعالي و تعهد به اخلاق جامعه بشري بيابد. و جاي اميداواري بيشتري است اگر اين رشد متضمن شناخت عميقتر ديدگاه بين ادياني گردد كه تا كنون قوياً در خط فكر صوفيان مسلمان مطرح شده است.[١]
رد کثرت گرايي ديني فروکاهشي از سوي صوفي ها
اگر هيك تصور مي کند كه کثرت گرايي ديني فروکاهشي اش مي تواند به وسيله تصوف يا عرفان تأييد بشود، با ارائه يك برهان قوي كه به طور كلي مطرح خواهيم كرد، مي توان ثابت كرد كه وي بر خطاست. هر چند اين امكان وجود دارد كه برخي از فرقه هاي صوفيه بخواهند همان نقشي را كه هيك به آنها داده ايفا نمايند و در غرب نيز طريقتهايي وجود داشته باشند كه حتي غير مسلمانان نيز به عضويت آنها دربيايند. بسياري از عرفاي اسلام قبل از پرداختن به سير و سلوك معنوي، خود را ملزم به رعايت دقيق شريعت مي دانند. خط فكري ديگري كه از قرار معلوم نوعي کثرت گرايي ديني رادر ميان صوفي ها تصديق مي کند، مربوط به فلسفه جاويدان است كه افرادي همچون گنون، شوان، نصر و ديگران مدعي آن هستند. اين مسأله را جداگانه بررسي خواهيم كرد.
١- John Hick, An Interpretaion of Religion, p.٣٧٨