اسلام و کثرت گرايي ديني - لگنهاوزن، محمد - الصفحة ١٠٠ - مقدمه بخش دوم
پيامبر خدا يعني حضرت محمد(ص) را نيز در پي دارد.
نوع کثرت گرايي كه در اين بحث مطرح شده است، همانند نقش مشهور حضرت محمد(ص) به عنوان ميانجي در ماجراي حجرالاسود است. بدين صورت كه وقتي قبايل مكه در بازسازي خانه كعبه براي كسب افتخار بر سرگذاشتن حجرالاسود نزاع داشتند، حضرت محمد(ص) پيشنهاد كرد كه حجر الاسود در پارچه نهاده شود و هر يك از قبايل رقيب گوشه اي از آن را به دست بگيرند و خود حضرت سنگ را در محل خاص خود بگذارد.
راه حل کثرت گرايي فروکاهشي درباره كثرت اديان قابل قبول نيست؛ زيرا بايد امر الهي را در مورد ختم انبياء مورد توجّه قرار بدهيم. تصديق و تأييد برخي از پيامبران و تكذيب برخي ديگر خصوصاً حضرت محمد(ص)، با تمسك به اين بهانه كه همه اديان به يك امر دعوت مي کنند، سرپيچي از اوامر الهي است. چنان كه قرآن مي فرمايد: إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ ويرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ ويقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ ويرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً
امكان ندارد کثرت گرايي فروکاهشي اسلامي وجود داشته باشد، زيرا اسلام مستقيماً به راه حل مسأله كثرت اديان اشاره كرده و مدعي سلطه خود بر ديگر اديان است: هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ