اسلام و کثرت گرايي ديني - لگنهاوزن، محمد - الصفحة ١١٦ - تعليقات بحث
را انكار مي کند و اظهار مي کند كه مولانا جلال الدين رومي نيز داراي همين نظر بود. هيك قبول مي کند كه عنصر تصوف در اسلام هميشه كثرت گرا بوده است.
سپس عدنان در اين مورد كه چه كساني اهل نجات هستند، پرسش مي کند. هيك پاسخ مي دهد هر کسي كه انانيت را كنار نهاده و پذيراي واقعيت غايي شده باشد به نجات دست مي يابد. نصر ابتدا اعتقاد خود مبني بر معاد شناسي قرآني را تصديق مي کند، ولي بعداً اظهار مي کند كه معادشناسي هاي مختلف همه اديان «در فضاي معنوي خودشان صحيح مي باشند». هيك نيز موافقت خود را با اين نظر اعلام مي کند.
در پايان نصر و هيك درباره موضوع علم و دين، در اين زمينه كه علم نمي تواند راهنماي الهيات بشود، هم نظر مي شوند.
٢. تعليقات بحث
دكتر نصر به علت اينکه در مجموعه آثار فصيح و عالمانه خود دفاع محكم و جانانه اي از تفكر و فرهنگ اسلامي ارائه داده، به عنوان برجسته ترين متفكر مسلمان در ايالت متحده مطرح شده است، هيچ كس به اندازه او چه از نظر كيفي و چه از نظر كمي در نوشته هاي خود از اسلام دفاع نكرده است. از اينرو آنچه كه دكتر نصر درباره مسائل مهم کثرت گرايي ديني مطرح كرده است،[١]
[١]دكتر نصر موضوع کثرت گرايي ديني را در اين كتابها نيز مطرح كرده است: Religion and Religious: The Challenge of Living in the Multireligious Word, Charlotte: The University of North Carolina press, ١٩٨٥; "principal knowledge and The Multiplicity of Sacred Forms." Ch.٩ of Knowledge and the Sacred, Albany: SUNY press,١٩٩١, pp.٢٨٠-٣٠٨; "Islam and The Encounter of Religions," in Sufi Essays, ٢nd ed., Albany: SUNY pree,١٩٩١,pp.١٢٣-١٥١;